سه شنبه , 24 مهر 1397
خانه / اخبار جهان / سرگذشت دردناك زن نخبه ایرانی در سفر به آمریكا

سرگذشت دردناك زن نخبه ایرانی در سفر به آمریكا

بیا تو مالزی -

آمریکا مدعی است که مهد آزادی و پایبندترین کشور به رعایت حقوق بشر است، در حالی که هر ساله بدترین نوع بی‌احترامی به انسان‌ها در همین مهد آزادی صورت می‌گیرد…متن زیر یکی از نمونه‌های این بی‌احترامی‌ها و نقض صریح حقوق بشر در آمریکاست. بدون هیچ قضاوت و پیش‌داوری گزارشی را در ادامه تقدیم خوانندگان «تابناک» می‌كنیم که نقل قول بی‌واسطه‌ای است از دانشجوی نخبه ایرانی که برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرده است، البته به هیچ وجه قصد آن را نداریم که وانمود کنیم تمام رفتارها در آن کشور با اتباع سایر کشورها یا ایران اینگونه است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، ش ـ پ، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های کشورمان به عنوان دانشجوی نخبه و با رتبه بالا، برای ترم پاییز (سال 2008 میلادی) در مقطع فوق لیسانس از دانشگاهی در آمریکا بورس تحصیلی داشته که در خرداد ماه امسال از سفارت آمریکا در قبرس، تقاضای ویزای دانشجویی F1 می‌کند، ولی از آنجا که ترم پاییز را از دست می‌دهد، دانشگاه مربوطه با توجه به نمرات بالای وی، بار دیگر برای او ویزای قانونی صادر می‌‌کند.

ش ـ پ، شرح حوادث پس از ورودش به آمریکا را برای خبرنگار ما چنین می‌گوید: روز ششم بهمن به تنهایی به آمریكا سفر كردم. در فرودگاه شیکاگو پس از پنج ساعت انتظار مرا به اداره مهاجرت در فرودگاه بردند. در آنجا چمدان‌های مرا ابتدا با سگ بررسی کردند و سپس دو مأمور تمام وسایل مرا بیرون ریختند و حتی اسم کتاب‌های فارسی مرا هم از من می‌پرسیدند! در آخر از تمام مدارک من و همسرم که همراهم بود، کپی گرفتند.

سپس یکی از مأموران از من سؤالاتی معمولی پرسید كه نام پدر، مادر و همسرت چیست، در ایران در شرکت خصوصی کار می‌کنی یا دولتی، قصد سفرت چیست؟ بعد هم گفت تو دروغ می‌گویی که بار اولی است که به آمریکا می‌آیی، چون انگلیسی را خیلی خوب حرف می‌زنی!

به من گفت که باید به درخواست خود به ایران برگردی! و در آنجا منتظر ویزای شوهرت بمانی… وقتی با اعتراض من روبه‌رو شد که ویزای من یک بار ورود است و ترم دانشگاهی من از دست می‌رود، در کجای قانون شما نوشته که زن و شوهر باید با هم وارد آمریکا شوند! به من گفت تو ساکت شو و دیگر حرف نزن! ما امشب تو را به اتاقی می‌بریم تا استراحت کنی و فردا برای تو بلیت می‌گیریم…

آنها تمام پول‌ها و وسایل مرا گرفتند و دستبندی از پشت به دست‌های من زدند. من در حالی که گریه می‌کردم، فریاد برآوردم که مگر من قاتلم یا مجرم یا تروریست؟ دستبند دیگر چرا؟ می‌گفتند قانون ما این است!

مرا به زندان McHenry County Jail در حومه شیکاگو بردند. شماره زندانی من ..6888. در آنجا چند بار مرا بازرسی بدنی کردند و بعد گفتند باید لباس زندان را که شامل لباس‌های چند بار مصرف شده بود، بپوشم. سپس مرا به سالنی که در دو طبقه زیر زمین بود انتقال دادند. دور تا دور این سالن اتاق‌هایی به ابعاد 5/1×2 متر مربع با دو تخت بود که تنها توالت کوچکی در وسط اتاق قرار داشت.

دو حمام در زندان وجود داشت که دارای دوربین بود و حتی زمان استفاده از دستشویی نیز مأموران از پنجره اتاق، ما را زیر نظر داشتند. در زندان ما حق استفاده از حجاب را نداشتیم و برای خواندن نماز باید از همان پتوهای کثیف استفاده می‌کردیم.

اگر درخواستی برای قرص و یا وکیل گرفتن داشتیم، باید درخواست را به صورت کتبی اعلام می‌کردیم و اگر صلاح می‌دانستند یک یا دو روز بعد جواب می‌دادند. من میگرن شدید داشتم و در تمام مدت به دلیل استرس شدید و گریه، سردرد داشتم. وقتی از آنها تقاضای قرص می‌کردم، می‌گفتند باید درخواست کتبی بنویسی و درخواستت یکی ـ دو روز دیگر بررسی می‌شود!

در آن بخش که سی زن دیگر از کشورهایی مثل چین و قزاقستان بودند، وضع دختر فلسطینی که برای دیدن شوهرش و ویزای توریستی به آمریکا آمده بود، از همه بدتر بود. دختر فلسطینی باردار بود و اصلا در وضع جسمی و روحی مطلوبی نبود.

روز اول سپری شد و از مأموران اداره مهاجرت خبری نشد. هیچ کس پاسخگو نبود که جرم من چیست و تا کی باید صبر کنم. من کاملا ناامید شده بودم؛ از طرفی بلاتکلیف و از طرفی نگران خانواده‌ام. آنها به من و دیگران اجازه تماس گرفتن با خانواده را نمی‌دادند. در این مدت خانواده‌ام هیچ خبری از من نداشتند. من فقط با اداره حفظ منافع ایران در واشنگتن تماس می‌گرفتم و آنها با لطف زیاد خود درصدد گرفتن وکیل برای آزادی من بودند.
مأموران زندان و مأموران اداره مهاجرت هیچ‌گونه احساس و وجدانی نداشتند و فکر می‌کردند باید با همه مثل حیوان رفتار کرد.

آنها روز سوم مرا که تمام مدت گریه می‌کردم، نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگی شده‌ای، ما می‌خواهیم تو را به سلول انفرادی ببریم! (این هم تجویزی برای فرد افسرده)!

سرانجام روز سوم مأموران اداره مهاجرت به دنبال من آمدند و مرا به همان اتاق در فرودگاه بردند. در آنجا چهار ساعت منتظر بودم که ناگهان احساس کردم سرم گیج می‌رود. به یکی از آنها گفتم که من در این سه روز غذا نخورده‌ام. ولی او به من خندید و گفت که تو دروغ می‌گویی! من که عصبانی شده بودم، به آنها گفتم در ایران ما هیچ وقت با هیچ بشری این طور رفتار نمی‌کنیم، ولی آنها پوزخند می‌زدند! وقتی از آنها سؤال کردم که چرا من را به زندان انداختند، پاسخ دادند تو تحت حمایت ما بودی و ما هتلی در اختیار نداشتیم! سرانجام به من گفتند که باید پول بلیت خودت را بدهی تا تو را به ایران بفرستیم و با دو مأمور دستبند به دست در حالی که در فرودگاه خجالت می‌کشیدم، مرا به هواپیما بردند!

به محض ورود به ایران با سفارت آمریکا در قبرس که ویزای مرا صادر کرده بود، تماس گرفتم و آنها از این وضعیت بسیار تعجب کردند و به من گفتند که ویزای تو هیچ‌گونه مشکلی نداشته است!

حال پرسش این است، به راستی جرم کسی که تمام سختی‌های دوری از خانواده را به منظور تحصیل در غربت تحمل می‌کند، چه بوده است و چه کسی پاسخگوی ضربات روحی شدید به وی است؟
چه کسی پاسخگوی این همه توهین به ایران و ایرانی است؟ آیا اگر ایران چنین رفتاری را با دانشجوی آمریکایی می‌کرد، آمریکایی‌ها بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذشتند؟

آیا در سرزمینی که مدعی آزادی بیان است، من نباید حق حرف زدن و دفاع داشته باشم؟ آیا معنی احترام به حقوق بشر که آمریکا خود را پیشرو آن می‌داند، این است؟!
چه کسی مسئول پیگیری حوادث دردناکی است که هم‌میهنان ما در کشورهایی که با آنها رابطه سیاسی نداریم، روبه‌رو می‌شوند؟

و در پایان، چرا ظرفیت‌های تحصیلات تکمیلی در کشور ما باید آنقدر اندک باشد که جوانان نخبه ما مجبور شوند برای ادامه تحصیل خود با این مشکلات دست و پنجه نرم کنند؟

با ابراز تأسف از بروز چنین حادثه تلخی برای این بانو، اعلام می‌دارد، همه مشخصات ایشان نزد «تابناك» محفوظ است و در صورت درخواست مسئولان در اختیار ایشان قرار خواهد گرفت.
نظرات كاربران:
▪ درناک است… انصافن درناک است ، نمی فهمم! آیا عدم برخورد دولتمردان ما به چنین رفتارهایی نوعی جلوگیری از مهاجرت بچه های ما به کشوری مثل امریکاست؟
دولتمردان باید پاسخگو باشد…▪ ظرفیت تحصیلات تكمیلی كشور اولا كم نیست. ثانیا دانشجویان نخبه كشور براحتی در داخل كشور می توانند ادامه تحصیل بدهند. در دانشگاههای تهران حتی بدون اینكه نیازی به كنكور باشد دانشجویان ممتاز جذب می گردند.▪ قابل توجه وزارت خارجه و پلیس گذرنامه که اروپایی و آمریکایی ها را می پرستند و به هیچ وجه حاضر به رفتار متقابل نیستند. یک ایرانی باید کلی تحقیر و توهین برای دریافت روادید تحمل کند، اما یک غربی با کلی منت و احترام وارد کشور ما می شود. این برخورد ما خود باعث می شود که غربی ها خود را برتر از ما بدانند و ایرانی ها خود را کم ارزش تر بدانند.▪ با سلام
از شنیدن این خبر متاثر شدم. برای این هموطن گرامی هر کجا که باشند آرزوی موفقیت دارم
خدمت شما عرض کنم که ظرفیت با توجه به پتانسیل موجود بد نیست. لیکن نحوه انتخاب بیرحمانه است
تا کی برای رفتن به مقطع بالاتر بایست کنکور داد.
مشکلات یکی دو تا نیست. بنده در دانشگاه یزد مقطع فوق لیسانس شاگرد نخست شدم .(با معدل 17/81)
بعد از امتحان کتبی دکتری در مصاحبه یکی از اساتید از بنده پرسیدند که نظر شما در مورد ابررسانایی چیست
چون که زمینه کاری من اسپکتروسکوپی چاههای کوانتومی بود و در زمینه ابررسانایی اطلاعی نداشتم بعد از کلیاتی راجع به ابررسانایی اظهار بی اطلاعی از موضوع کردم.
استاد مربوطه (دکتر ا.) فرمودند "یعنی شما می گویین ابررسانایی بی ارزشس"
بله دوست عزیز. اینچنین شد که ما رد شدیم. درد یکی دوتا نیست. در مملکت ما مشکل فرار مغزها نیست بلکه مشکل فرار دادن مغزها ست.▪ سلام : واقعا برای این هم وطنم متاسفم .. كاش مسئولین بجای جناحین به این قبیل مشكلات پیش پا افتاده رسیدگی می كردند .▪ ایرانی ها با این مشکلات درس میخوانند با هزینه خودشان ولی هنگام ارزشیابی از همه چیز ایراد میگیرید و جوانان را نا امید میکنید.▪ do nokte
avalan in khanom k inqadr namz khone va … chera b amricaye jenayet kar rafte

dovom inke ya in qese doroqe ya masale chize digeist , man khodam 3 bar b america raftam bedone hich moshkeli..▪ اصلا معقول نیست.چطور میشود بدون دلیل با کسی که هیچ جرمی مرتکت نشده چنین رفتار کنند؟▪ من بسیار متاسفم از این رفتار مامورین آمریکائی خشن و سنگدل . از طرف دیگر در این شرایط که ظرفیت دانشگاهها بیشتر شده حتی با داوطلبان حدودا برابر است آیا رفتن به آمریکا با این وضعیت و شکنجه شدن صلاح است؟ بنده هم قبل از انقلاب در آمریکا 4/5 سال تحصیل کرده ام ، اگر چه خشونت تا این حد نبود ولی باز هم من احساس غریبگی میکردم و سرزنش میشدم . لذا در هر شرایطی بودن در کشور خود بهتر وصلاحتر است. خصوصا شما که خبره اید ودر هر رشته ای می توانید وارد دانشگاه شوید.▪ آخر عاقبت پناه بردن به دامن امپریالیسم برای ادامه تحصیل (و بعدش هم اقامت )همین است . برای یک نخبه فارغ التحصیل از بهترین دانشگاه کشور هیچوقت ظرفیت ها کم نیست . هموطن ! خود کرده را تدبیر نیست! اگر آنهمه پول و وقت که صرف کردی تا خودت را به آمریکا برسان چاشنی آن استعداد و سواد و مدرک همین جا در کشور خودمان می توانستی براحتی ادامه تحصیل بدهی . عاقلان بشنوند و عبرت بگیرند . من خودم دانشگاهی هستم و به شما تضمین می دهم که تا بعد از مقطع فوق لیسانس همه رشته های گروه انسانی ،تجربی و ریاضی ، هیچ عذر موجهی برای ادامه تحصیل در خارج کشور وجود ندارد .▪ اگر سانسور نمیكنید
1- دوستان زیادی از همدوره های من الان در آمریكا هستندو اتفاقا بورسیه تحصیلی گرفتند و به هیچ وجه مشكلی هم برای آنها پیش نیامده و آخرین آنها هم همین سال 208 رفت
2- بر عكس ماها كه خیلی راحت حرف عوض میكنیم و دروغ میگوییم بیرون از ایران چنین كاری بزرگترین گناه نا بخشودنی محسوب میشود و اگر چنین اتفاقی را ببینند هیچ اغماضی در برخورد نمیكنند
3- مگر تو كشور خودمان برای فارغ التحصیلان احترام و ارجی قائلیم ؟؟؟ واقعا میپرسم یك كارشناس علاقمند به كار و تحصیل مگر چه اندازه میتواند در برابر این همه نابرابری ، پارتی بازی ، فامیل بازی و اجحافها طاقت بیاورد و باز با شور و علاقه كار كند نحصیل كند و یا تحقیق كند
4- تا زمانی كه در این سرزمین گیاهان خودرو و پراكنده میرویندو میپوسندو میریزند و هیچ كار عملی خارج از تعارف و شعار انجام نمیشود سیر فرار مغزها ادامه خواهد داشت
5- قبول غربت و زیستن در سرزمین بیگانه و زیر فشار روانی مضاعفی از فرهنگ متفاوت سخت هست اما زیستن در اینجا با این همه نا امنی و تضییع حقوق ها مگر راحت هست؟؟؟
7- با همه اینها هیچ جا ایران نمیشود و باید ساختش و امید داشت كه روزی شاید بهتر شود و بهترش كنیم .▪ امیدوارم پیگیری مسئولان عزیز و دلسوز را بعد حادثه تلخ شاهد باشیم هرچند در حد همدردی و محكوم كردن .▪ من خودم 2 ماه پیش با ویزای دانشجویی اومدم آمریکا، البته از فرودگاه دالس واشنگتن، رفتارشون خیلی خوب بود ، حتی افسر فرودگاه از من عذرخواهی کرد که مجبوره بخاطره روتین کاری که برای ایرانیها اجباری هست من رو معطل کنه.▪ با سلام، حقوق بشر فقط یک حربه است دست کشورهای آروپایئ و آمریکا. اگر با آنها همکاری کنی و بر علیه وطنت جاسوسی کنی تو آدت خوبی هستی تا زمانیکه آنها ترا لازم دارند. در غیر اینصورت با بهانه تراشی با وجود اینکه اقامت قانونی داری بدون دلیل از کشور اخراجت میکنند. مثل من که همکاری نکرده و نمیکنم که الان در معرض اخراج هستم پس از هشت سال اقامت قانونی!!▪ من تا حالا نظرات زیادی داده ام و همه آنها را سانسور کردید.ولی این سری فقط می خواهم احساسم را بیان کنم امیدوارم که این را هم سانسور نکنید.
وقتی این مطلب را خواندم واقعا ناراحت شدم و به این فکر افتادم که چرا آمریکایی ها و غربی ها بر ما چیره شدند. و چه بر سر آن تمدن اسلامی ایرانی ما آمده و بعد به یاد شعری از ادیب الممالک فراهانی افتادم که میگفت:
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته▪ خوش بحال وزارت امور خارجه و دستگاه تبلیغاتی ما … اگر این اتفاق در ایران افتاده بود، تمام دستگاه دیپلماسی و تبلیغاتی غرب به راه می افتاد اما ما انگار حال عکس العمل نداریم …▪ ای خانم! خدا را شکر کنید که فقط 3 روز در زندان بودید. من به اتفاق 2 برادرم به صورت قانونی به عراق سفر کردیم برای زیارت در راه کربلا در ایست بازرسی سربازان آمریکایی من و 2 برادرم را از ماشین پیاده نمودند و بدون هیچ اتهام یا شک و.. 3 نفری به زندان حله منتقل شدیم و 45 روز به همین وضعیت خانم بدون خبر از دنیای خارج و ابتدایی ترین حقوق انسانی به صورت "میهمان" در زندان بودیم. تا بالاخره با پرداخت مبلغی رشوه به افسری آمریکایی پس از 45 روز آزاد شدیم!
خوب این همان دموکراسی آمریکایی است دیگر !
کسانی هم که به آن دلخوش هستند در خوابی خرگوشی!
البته مشابه آن دموکراسی همین قسمت نطرات بینندگان تابناک است . زیاد جدی نگیرید.▪ خوب می رفتی اروپا . اروپا این همه دانشگاه خوب داره انگلستان ایرلند – آلمان ….
اروپا مگه از آمریکا دانشگاه هاش خیلی هم بهتر است. دانشگاه کمربیج و امپریال کالج لندن از بهترین دانشگاههای مهندسی جهان هست و هر سال تو رنکینگ جزو 5 تای اول هست. یو سی ال لندن هم همین طور.▪ در صورت صحت گزارش:
1: اگر این خانم شکایت کنه کسی تکذیب نمی کنه که چنین عملی اتفاق افتاده.
2: حتما دلیل برای این عمل وجود دارد
3: در صورت موجه نبودن دلیل فرد خاطی مجازات می شود.
به هر حال هیچ 100درصدی وجود ندارد ولی مقابله با خطاهاست که اهمیت دارد.(هر چند که سانسور می کنید)▪ وقتی بیکاری جوان آمریکایی مهمتر از جان 16 جوان ایرانیست که گروگان گرفته شده و بعد کشته شدند از دستگاه دیپلماسی چه انتظاری دارید؟
آن زمان که آن عزیزان مردم یکی یکی کشته می شدند برای ما از بحران اقتصاد و مسکن آمریکا و بیکاری آنها می گفتند!▪ آمریکا که مثلا دشمن ما هست..شما کافیه سری به سفارت خانه های کشورهای دیگه در ایران بزنید..مثلا آلمان کانادا فرانسه سوئد یا هر جایی دیگر…در داخل خود ایران ما را آدم حساب نمی کنند…وای به روزگار ما..چرا باید به چنین بی آبرویی گرفتار بشیم!!!! مسئولان باید پاسخگو این خانم و امسال آنها باشند!!! نه اینکه از رفتن این خانم به آمریکا ایراد بگیرند…باعث شرم ساریه…
یاد حرف یکی از دوستان افتادم که الان ایران نیست میگفت وطن جاییه که" بتوان در آن انسان شد، انسان ماند و انسان زیست"▪ این داستان به قدری غیرمنطقیه که آدم تعجب می کنه هم از کسانی که منتشرش می کنن و هم از کسانی که با خوندنش ابراز تاسف و تاثر می کنن! من حرف دلم رو گفتم حالا شما می خواین سانسورش کنین می خواین نکنین!▪ درمقطع o.n.dدر لندن سال 1356 درمحاسبات زلزله هم اطاقی بنده که مثال را متوجه انگلستان طرح کرده بود با پرخاش استاد ونمره f روبرو شد چرا که استاد معتقد بود هیچ نقطه از انگلستان روی گسل قرارندارد▪ من سال گذشته از طریق فرودگاه شیکاگو با ویزای دانشجویی F1 اومدم آمریکا. رفتارشون خیلی مودبانه و خوب بود.من تا جالا همچین چیزی نشنیده بودم.به هر حال امیدوارم که این اتفاق برای هیچ کس نیفته.▪ من هم مثل هزاران دانشجوی ایرانی دیگر در آمریکا درس می خوانم و زندگی می کنم. از بدو ورود به اینجا و تا همین الان (بعد از دو سال) کوچکترین بی احترامی از سوی دولت آمریکا و مردم آن ندیده ام. این داستان به نظر بخش نگفته ای دارد و کامل نیست. بدون دلیل و مدرک کسی به زندان و نمی رود و به ایران فرستاده نمی شود. ضمن احترامی که برای این خانم و شما قائل هستم، احساس می کنم این قصه کمی غیر واقعی و ناکامل است.▪ یکی تو نظر های بالا نوشته تو مملکته خودمون می شه به راحتی ادامه تحصیل داد از جملش خندم گرفت.▪ به دوستان بالا: حال عکس العمل داریم ولی زور عکس العمل نداریم.
در ضمن اینکه با بقیه بد برخورد نشده که دلیل نشد که با اون خانم هم نشده. کلا اصلا نباید بشه. یکیش هم زیاده بعلاوه اینکه مورد های زیاد دیگر ی هم در آمریکا پیش اومده(جلسه فارغ التحصیلان دانشگاه شریف)▪ تا حالا چند بار نظر دادم منعکس نشده خواستید این را هم بنویسید .

در خارج از کشور ( کشور های اروپایی ) اگر مشکلی برای ورود پیش بیاید سریعا با محلی که قصد رفتن به نجا را داشتید استعلام میکنند آنهم با تلفن و خیلی راحت بررسی میکنند که شخص برای چه کاری آمده ؟
من نمیدونم با وجود اینکه این خانم ویزای دانشجویی داشته , چظوری با دانشگاه مربوطه یا استاد راهنمای ایشان تماس نگرفتند من فکر میکنیم ماجرا یک مقدار دور ار ذهن است البته برای افرادی که تا حالا حداقل یک بار به کشورهایی اروپایی سفر کردند .▪ والا من نمفهمم الان با توجه به اینكه همین جوانان ایران با همین امكانات داخلی به این همه موفقیت میرسند چه لزومی دارد كه سرمایه مان را به كسانی بدهیم كه ارزشی برای ما قائل نیستند .اگر كسی واقعا به دنبال علم ودانش باشد مطمئنا در ایران همه امكانات وجود دارد در ضمن مگر عصر عصر ارتباطات و اینترنت نیست به راحتی درسترسی به همه جا و همه كس دارد پس شاید آنانی كه میل به فرنگ دارند به دنبال دكو پوز و كلاسند▪ من در آمریكا دانشجو و محجبه هستم و دوستان ،هم كلاس ها و پدر و مادر های دانشجو های اینجا از طریق فرودگاه ohare شیكاگو وارد آمریكا می شوند.ولی این اولین موردی است كه شنیدم.فرودگاه شیكاگو یكی از بهترین محل های ورود به آمریكاست ،چرا كه هم رفتار مناسبی دارند و هم اصلا وسایل را نمی گردند.من هم قبل از ورودم از ترس تبلیغات منفی ای كه شده بود،در فرودگاه همش اضطراب داشتم و منتظر بودم كه همه وسایلم رو بگردند و همه چیز رو بریزند بیرون و به حجابم گیر بدهند ولی نه تنها همچین چیزی پیش نیامد بلكه بسیار خوش برخورد بودند،برای من و تمام كسانی كه می شناسم از این طریق وارد آمریكا شدند.این موردی كه پیش اومده باید دید كه این خانم چه كرده ،اینجا نسبت به دروغ گفتن حساسیت زیادی هست،مثلا اگر چیزی در چمدان باشه و بپرسن و شما در موردش دروغ بگید اون وقت برخورد سختی می كنندو یا نسیت به ورود پول زیاد حساس هستند.
من تجربه خودم و دوستان و بستگانم رو نداشتم ،حتما حق رو به ایشون می دادم ولی الان فكر می كنم یه جای كار می لنگه.▪ این غربیها در مورد دروغ خیلی حساسند مثل داریوش و کوروش خودمان آن را خانمان بر انداز می دانند. حتما چیزی با خودش داشته که ممنوع بوده و در برگه که داخل هواپیما می دادند اعلام نکرده مثل پول بیش از 10 هزار و امثال آن. در ضمن دانشگاهها و کلا جامعه ما اینقدر فشار دارد که نخبه اش هم اعصابش خراب شود. اگه روابط سیاسی داشتیم می تونستیم ازشون بپرسیم چی شده. الان هم که میشه از دفتر حفظ منافع بپرسیم.▪ ظرفیت تحصیلات تکمیلی در ایران به قدری زیاد است که برای دیدن اساتید راهنما باید در صف بایستیم و نه تنها پیشرفت علمی حاصل نمی شود بلکه از نظر سواد نیز در سطحی پایین تر از کارشناسی قرار می گیریم.▪ بسیار برای این خانوم متاسفم و بسیار ناراحت.امیدوارم یک نفر جوابگوی ظلمی که به این خانوم شده باشهو البته بعید میدونم. اما به اون دوستی که گفته توی ایران داتشجوی ممتاز رو بدون کنکور میگیرن میگم که دوست عزیز من دانشجوی ممتاز قوق لیسانس یک رشته مهندسی دانشگاه تهران بودم- همون دانشگاهی که نخبه ها رو بدون کنکور میگیره!!- برای دکتری اقدام کردم و با معدل خیلی بالتر از 18 و مقاله و جایزه ملی و پایان نامه نمره 20 قبولم نکردن و اون وقت هرچی نور چشمی بود برداشتن. الان هم دارم توی یک دانشگاه خارج از کشور دکتری میخونم. البته از اینکه ایران رو ترک کردم اصلا خوشحال نیستم اما چاره ایی نداشتم اگه نمیرفتم باید با احترام فراوان تشریف میبردم سربازی تا به قول ریس نظام وظیفه استعدادهام شکوفا بشه!!▪ لطفا چاپ کنید.
واقعا خیلی تعجب بر انگیزه چون من تا حالا همچین چیزی نشنیدم اینجا شاید اشتباهی چیزی بد تفهیم شده.
ببینید اکثر ایرانیهایی که میایند اینجا فکر میکنند تمام حرفهای ماموران را فهمیده اند و بعد یک جوابی میدهند که اگر سئوال را اشتباه فهمیده باشند جواب را هم اشتباه میدهند و می شود جواب دروغ و در اینجا خیلی با دروغ مشکل دارند. بنده چند وقت پیش از گمرک فرودگاه تماس گرفتند و گفتند که آقایی به این اسم را میشناسی گفتم بله گفتند ایشان چیزهایی آورده اینجا که غیر قانونی است ولی من با ایشان شوخی کردم پشت تلفن و مامور گمرک خندید و گفت مطمئن شو که ایشان میفهمد قانون حمل به آمریکا را و همینطور مسائل دیگر را و خیلی عذر خواهی کرد که مزاحم وقت من شده و پدر همسرم که داشت وارد میشد را بدون مشکلی به اینجا راه دادند.
فقط میخواستم از یک بعد دیگر به قضیه نگاه شده باشد. موفق باشید.▪ من هم یک دانشجوی ایرانی خارج از کشور هستم که اگر درایران امکان تحصیل یا کارداشتم هرگز دلم نمی خواست دوراز خانواده باشم. اما چکنم که اگر بنویسم دروطن چطورحقم پایمال شد شما هرگز نظرمن را چاپ نخواهد کرد. اما آنکه برای تحصیل جلای وطن میکند بهر امیدیست نه بهر ناامیدی!!!▪ حالا کی خواست با امریکا رابطه باز کنه که شماها این جوری هر روز یه داستانی سرهم میکنن و خورد این مردم بی خبر میدین ، نگران نباشید رابطه با امریکا باز نمیشه▪ سلام

از این اتفاق شدیدا متاسف شدم. من خودم آمریکا هستم و تاحالا ۳ بارم رفتم و برگشتم. مشکل خاصی‌ برای من پیش نیومد ولی‌ نمیتونم بگم که این قضیه امکان نداره. مگر رفتار زشته اینارو با فرق التحصیلای شریف سال ۲۰۰۶ یادمون رفته که بالاتر از ۱۰۰ نفررو با چه اوضاع زشتی شبیه به اون چیزی که خواهرمون تعریف کرده برگردوندن.امیدوارم که همه یه کم منصف باشیم و خیلی‌ ساده نگیم که این اتفاق دروغه.اونأیم که میگن آمریکا اومدن واسه دکو پزه باز یه کم منصف باشن.خدا همهٔ مارو به انصاف هدایت کنه▪ بنده فارغ التحصیل ممتاز دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر با داشتن 4 مقاله ISI و یک ثبت اختراع هنوز موفق به عضویت در هیأت علمی هیچ دانشگاه دولتی نشده ام. پارتی بازی و رابطه همه جا بیداد می کنه. قبلا اصلا به فکر رفتن به خارج نبودم. ولی با وضعیتی که پیش آمده واقعا هیچ راهی جز این باقی نمانده است.▪ الکی میگه. من پارسال رفتم و برخوردشونم بسیار بسیار خوب بود. صد در صد یه کاری کرده اگه این حرفایی که زده راست باشه.▪ خواهر عزیز شانس آوردی که از گوانتانامو سر در نیاوردی▪ دوستان عزیزی که به راحتی سخنان این هموطنمان را دروغ می انگارند، اگر فقط 1% احتمال بدهیم که حرفهای ایشان درست باشد ( که با توجه به سابقه سیاه اداره مهاجرت آمریکا چیندان دور از ذهن نمینماید) چه جوابی دارند نزد وجدان خودشان و خدایشان؟!

مشکل ما ایرانیها در همین نکته نهفته است. به راحتی همریگر را دروغگو و مسئله دار میپنداریم و بیگانه ها را درستکار و امین! … چه دلیلی دارد که دختری با این همه مشکلات به آ ن طرف دنیا برود و بعد بخواهد با دروغ پردازی خود را مظلوم جلوه دهد؟ که چه؟ غیر از اینکه ظلم بیش از خدی بر او رفته که خواسته به هموطنانش در میان بگذارد؟ ایا اگر یک دانشجویی آمریکایی همچین بلایی در یک کشور غریبه بر سرش می آمد ، آیا هموطنان نا مسلمانش او را دروغگو مینامیدند و سزاوار بلایی میدانستند که بر سرش آمده؟! … واقعا خجالت آور است …هموطنان عزیز! ایرانیان همیشه مهربان!( البته با غریبه ها!!!) این گرفتاری ما ریشه در تاریخ دارد … باباطاهر هم به نوعی ار دوستان و نزدیکانش به همین صورت گله مند بوده که : اگر نوشم نئی ، نیشم چرایی؟!…▪ پارسال هم نسبت به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف برخورد بدی داشتند که هیچ کس باورش را نمی کردو نمی دانم چرا این قدر مسئولان ما بی تفاوت هستند و با آمریکا رودرواستی داردن؟ براستی ما تا کی باید این چنین رفتارهایی را تحمل کنیم؟؟؟▪ من یک متخصص در خارج از کشور هستم و عاشق این هستم که یک روز به علم من در ایران نیاز داشته باشند و برگردم انجا در حد خودم کمک کنم. ولی برای اینکار کشور بایستی بیشتر توسعه پیدا کند و علوم و تکنولوژی پیشرفته وارد ایران شود.من هم حدود 7 سال پیش وقتی از آلمان سفری به انگلستان داشتم برخوردی با من شد که در آنزمان با حس ضعف با مامور گذرنامه برخورد کردم و رفتارشان با خودم را توهین به حساب نیاوردم. ولی اکنون اگر در فرودگاهی چنین برخوردی با من بشود همان موقع گذرنامه ام را میگیرم و میگویم خدا حافظ. اگر کشور شما به ورود من نیازی ندارد من نیز به ورود به کشور شما مشتاق نیستم.

منبع : وب سایت انجمن دوستداران ایران

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

ترامپ پرداخت حق السکوت به بازیگر پورن از محل بودجه انتخابات را رد کرد

بیا تو مالزی - دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پرداخت حق السکوت به استورمی دانیلز، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 3 =

قالب