دوشنبه , 23 مهر 1397
خانه / اخبار ایران / مدارك عالی در جیب‌های خالی!

مدارك عالی در جیب‌های خالی!

بیا تو مالزی -

بررسی نظام آموزش عالی و وضعیت بازار كار مدارك عالی در جیب‌های خالی…

اخیرا خبری در روزنامه‌ها درج شده بود، مبنی بر اینكه «از میان 120 نفری كه برای رفتگری در شهرداری خرم آباد ثبت‌نام كرده‌اند تعداد 113 نفر مدرك لیسانس دارند.»

     با خواندن خبر مذكور چند مسئله به ذهن متبادر می‌شود، اینكه برای این عده از تحصیل كرده‌های كشور باید دل سوزاند و یا بالعكس باید دل به حال رفتگران عزیز سوزاند كه عده‌ای جوان تازه نفس با مدرك، در حال قبضه فرصت‌های شغلی آنان هستند. یا اینكه باید خشنود بود و زهی سعادت گفت كه جامعه ما در قد و اندازه‌های مدینه فاضله‌ای رشد پیدا كرده كه رفتگران لیسانسیه دارد و كسی چه می‌داند شاید بعدها فوق لیسانس و دكترا خواهد داشت كه افلاطون حتی در خواب هم آن را متصور نبوده است! 

    البته به دنباله خبر هم باید توجه كرد: لیسانسیه‌های مذكور امیدوار بوده‌اند كه پس از گذشت مدتی (از آب افتادن آسیاب‌ها) با كمك آشنایان خود (استفاده از بند پ) وارد امور اداری شوند.

     هفتصد و پنج هزار بیكار تحصیلكرده  

تعداد كل دانشجویان دانشگاه‌ها و موسسات عالی در سال 1357 حدود 175 هزار و 675 نفر بود. این آمار در سال

گذشته به حدود یك میلیون و هشتصد هزار نفر افزایش یافت. گرچه این رشد در نگاه اول خوشحال‌كننده است اما در حال حاضر بین نظام آموزشی و بازار كار كشور به لحاظ كیفی و كمی ارتباط منطقی وجود ندارد.

    میزان بیكاری دانش‌آموختگان آموزش عالی طی سال‌های 1375 تا 1380 بیش از پنج برابر صعود كرده و از چهار درصد به 20/9 درصد رسیده است. این در حالی است كه تا پایان امسال، تعداد بیكاران دیپلم در كشور به یك میلیون و 580 هزار نفر می‌‌رسد و فراوانی افراد تحصیلكرده بیكار به 705 هزار نفر خواهد رسید به عبارتی این افراد بیكاران فوق‌دیپلم، لیسانس و بالاتر خواهند بود.
    براساس پیش‌بینی‌ها از مجموع بیكاران، دو میلیون و 920 هزار نفر مدت یك سال یا بیشتر از بیكاری‌شان گذشته است كه این آمار ترسیم‌گر بحران بیكاری و نشان‌دهنده جنبه آسیب‌رسان آن در سال‌های آتی است.

    سال گذشته میزان بیكاری كشور معادل 12 درصد و امسال برابر با 12/5 درصد است كه این شاخص با تداوم روند رو به رشد خود طی سال‌های 87، 88 و 89 به ترتیب به 13، 13/4 و 14 درصد و در سال 90 میزان بیكاری معادل 15 درصد برای كشور به ثبت خواهد رسید كه با توجه به رشد هر ساله شمار راه‌یافتگان به مراكز آموزش عالی پیش‌بینی می‌‌شود، طی یكی دو سال آینده تعداد بیكاران تحصیلكرده از مرز یك میلیون نفر تجاوز كند. 

    آمارها و پیش‌بینی‌ها، بیانگر میزان زیاد اهمیت و لزوم اشتغال‌زایی به ویژه پاسخگویی به نیاز شغلی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست.

     مهندس مرتضی پرهیزگار، رییس سازمان همیاری اشتغال‌ فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها در خصوص وضعیت بیکاری در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی کشور، می‌گوید: بر اساس آخرین آمارها، متوسط نرخ بیکاری کشور حدود 12 درصد است که متاسفانه نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی بیشتر از این رقم و حدود 16 درصد و بنابر اعلام برخی حتی 18 تا 19 درصد است.

    پرهیزگار، در خصوص معضل اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها می‌‌گوید: ابعاد مشكل بیكاری به ویژه برای جوانان تحصیلكرده در كشور گسترده بوده و در مقابل، امكانات لازم برای مهار آن در اختیار متولیان امور اشتغال وجود ندارد یكی از علل مشكل بیكاری در كشور، نبود برنامه‌ریزی اصولی برای هدایت صحیح كارآفرینان است. هم‌اكنون كشور ما به لحاظ مهارت‌‌ها، سرمایه‌ها، انگیزه‌ها و فرصت‌های شغلی مشكل چندانی ندارد اما گسترش اشتغال به برنامه‌ریزی و حمایت مسئولان نیازمند است.

    پرهیزگار تصریح می‌كند: ضرورت دارد تا با فعال كردن بخش‌های كارآفرینی با هدف و تعریف مشاغل جدید، ضمن ایجاد اشتغال به نیازهای جامعه پاسخ كافی داده شود. همچنین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باید طرح توسعه كارآفرینی با هدف هدایت اصولی نیروهای مولد به سمت بازار كار را در اولویت كاری خود قرار دهد. بررسی اجمالی كشورهای صنعتی نشان می‌‌دهد كه بخش عمده‌ای از برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها در این كشورها به آموزش كارآفرینی اختصاص دارد.
    وجود بیش از پنجاه دانشگاه در آمریكا، 42 دانشگاه در آلمان، 13 دانشگاه در لهستان، هشت دانشگاه در سوئد و… كه در آنها كارآفرینی و مدیریت واحدهای كوچك اقتصادی تدریس می‌‌شود، حاكی از درك نقش كارآفرینی و اهمیتی است كه در این كشورها برای كارآفرینان در فرآیند توسعه اقتصادی قائل می‌‌شوند.

    مرتضی پرهیزگار خاطرنشان می‌كند: در ایران نیز طی سال‌های اخیر نسبت به ایجاد مراكز كارآفرینی در تعدادی از دانشگاه‌ها اقدام شده كه به‌جز چند دانشگاه مابقی فعالیت چندانی نداشته‌اند كه این امر حكایت از توفیق نیافتن فرهنگ‌سازی در این زمینه دارد. بنابراین برای فراگیر شدن فرهنگ كارآفرینی، باید تغییراتی در سیستم آموزشی و محتوای دروس مدارس و دانشگاه‌ها داده شود و افرادی در راس امور قرار گیرند كه علاقه‌مند به ایجاد و توسعه فعالیت‌های تولیدی بوده و شرایط مناسب را برای ظهور كارآفرینان فراهم كنند.

     افزایش فارغ‌التحصیلان با ایجاد اشتغال 

    دكتر محمدعلی برخورداری، استاد دانشگاه تربیت معلم تهران معتقد است: نباید به دنبال كاهش میزان فارغ‌التحصیلان باشیم بلكه باید زمینه‌های اشتغال را برای فارغ‌التحصیلان فراهم كنیم.

     وی به دو دیدگاه در ارتباط با این بحث اشاره می‌كند و می‌گوید: یك دیدگاه معتقد است كه اگر ما نیازی به نیروی كار نداریم، پس ورودی‌های دانشگاه‌ها را كاهش دهیم و عده‌ای دیگر نیز معتقدند كه اگر به خاطر نبودن شغل، افراد را از تحصیلات بالاتر محروم كنیم، تنها پیامد آن این است كه این بیكاران چهار سال زودتر به این عرصه می‌رسند و به جای اینكه لیسانس بیكار داشته باشیم دیپلم بیكار داریم.

    وی ادامه می‌دهد: هرچقدر نیروی انسانی تحصیلكرده ما بیشتر باشد، ذهن خلاق برای حل مشكلات كشور بیشتر است. مشكلات كشور ما در حال حاضر ناشی از كمبود منابع مالی نیست، بلكه مربوط به فقدان برنامه‌ریزی درست است. اگر برنامه‌ریزی مناسب وجود داشته باشد، دانشجویان می‌توانند در آینده بازدهی فراوانی برای كشور داشته باشند.براساس مطالعات انجام شده جمعیت جوان و فعال كشور تا سال 1400 به 61 میلیون نفر می‌رسد، یعنی جمعیت جوان 5/2 درصد رشد خواهد داشت. پس سطح اشتغال نیز باید رشدی معادل 5/2 درصد در سال داشته باشد تا وضعیت فعلی حفظ شود.

    یعنی تا سال 1400 باید 29 میلیون فرصت شغلی ایجاد شود. البته در برنامه سوم توسعه ایجاد حدود چهارمیلیون فرصت شغلی پیش‌بینی شده اما نكته‌ای كه در این میان خودنمایی می‌كند این است كه بین تعداد فرصت‌های شغلی تخصصی ایجاد شده در جامعه و تعداد فارغ‌التحصیلان تناسبی وجود ندارد.

    دكتر علی نظری‌كتولی، در این خصوص معتقد است: فقدان ارتباط نزدیك بین دانشگاه‌ها و بخش‌های مختلف جامعه سبب شده كه بین ظرفیت پذیرش دانشجو و تقاضای بازار به نیروی متخصص تناسب وجود نداشته باشد كه علت آن عدم هماهنگی و انسجام در تصمیم‌گیری بین نظام آموزش عالی با سایر بخش‌های جامعه به دلایلی چون نبود آمار واقعی، فقدان نگرش استراتژیك در بخش‌های دولتی و خصوصی، ناتوانی مدیران در طرح‌ریزی و برآورد احتیاج نیروی انسانی براساس استراتژی‌های كلان توسعه، اجرایی نكردن برنامه‌های میان‌مدت و بلند مدت جذب، اجرای سلیقه‌ای سیاست‌ها و خط مشی‌ها و تغییر در برنامه‌های تدوین شده پس از هر تغییر در مدیریت‌هاست.
    در عین حال با وجود همه این مشكلات باز هم شاهد هستیم كه دفتر گسترش آموزش عالی نیز در صورت تامین امكانات و استاد توسط مقامات محلی، بدون در نظر گرفتن وضعیت اشتغال در آینده برای ایجاد رشته تحصیلی مجوز صادر می‌كند.
    البته باتوجه به فلسفه وجودی دانشگاه‌ها كه ارتقای سطح علمی و تغییر در نگرش و بینش عمومی مردم و تامین نیازهای جامعه به نیروی متخصص است، توسعه آموزش عالی دارای توجیه است اما فارغ‌التحصیلان انتظار دارند كه با گرفتن مدرك تحصیلی شرایط اشتغال آنان فراهم شود.

     علاقه به بخش دولتی

    مهندس پرهیزگار با بیان اینکه فارغ‌التحصیلان به‌طور کلی بیشتر تمایل به استخدام در بخش دولتی دارند، در پاسخ به این سوال که آیا دانشگاهها و مراکز آموزش عالی براساس نیاز بازار کار در پذیرش دانشجو انعطاف دارند، می‌گوید: معمولا انعطاف دانشگاههای ما خیلی کم است و بیشتر بر اساس نیاز اجتماعی و توانمندی خودشان اقدام به پذیرش دانشجو می‌کنند زیرا راه‌اندازی برخی رشته‌های دانشگاهی آسان‌تر از دیگر رشته‌هاست، لذا آموزش عالی ما در این رشته‌ها توسعه پیدا کرده است، از سوی دیگر برخی نیز فقط تمایل دارند وارد دانشگاه شوند و رشته تحصیلی چندان برایشان مهم نیست و وارد این رشته‌ها می‌شوند.

    پرهیزگار در خصوص اینکه آیا نهاد خاصی باید متولی انتقال نیاز بازار کار و تقسیم نیروهای فارغ‌التحصیل دانشگاه‌ها در بخش‌های دولتی، خصوصی و تعاونی باشد، خاطرنشان می‌كند: اشتغال یک موضوع فرابخشی است واین تعامل بین سازمانهایی که می‌توانند علامتهای مربوط به بازار کار و اقتصاد و تجارت را بگیرند و به دانشگاه منتقل کنند باید شکل گیرد، از سوی دیگر دانشگاههای ما نیز باید این ظرفیت را داشته باشند که بتوانند این تغییرات را هم در برنامه‌های درسی و هم تولید رشته‌های جدید اعمال کنند زیرا ما تمام نیازمان تنها تغییر برنامه‌های درسی نیست بلکه یکسری رشته‌های جدید هم باید ایجاد شود و مقاطع برخی رشته‌ها تغییر کند. در واقع مجموعه تغییراتی در نظام آموزش عالی ما باید رخ دهد تا فارغ التحصیلان ما بیشتر بدرد بازار کار بخورند. 
    

     در خصوص بیكاری افراد تحصیلكرده آرای مختلفی وجود دارد؛ گروهی این معضل را به گردن وزارت علوم می‌اندازند و ورود بی‌حد و حصر دانشجو به دانشگاه‌ها را تقبیح می‌كنند، از سویی، عده‌ای نیز مشكل را در نداشتن توانایی در ایجاد اشتغال ارزیابی می‌كنند.

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

برائت عجیب متهم فراری پرونده ثامن‌الحجج | مدیرعامل زندان می‌شود

بیا تو مالزی - مدیرعامل مؤسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج بر اساس رأی دادگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × پنج =

قالب