دوشنبه , 2 مهر 1397
خانه / اخبار ایران / مهرداد… دلبندم!

مهرداد… دلبندم!

بیا تو مالزی -

نامه های سرگردان – فارو…
مهرداد عزیزم سلام

پیش از همه چیز عذر می خواهم که نشد به موقع مسئولیت جدیدت در سایپا را تبریک بگویم. خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم که به مدیرعاملی این شرکت خودروسازی منصوب شده ای اما متاسفانه خیلی گرفتارِ جور کردن مدارک برای گرفتن وام پنج میلیون تومانی مسکن بودم و نشد که به موقع تبریک عرض کنم. ان شالله در مسئولیت بعدی ات جبران می کنم و مطمئن هستم تا آن موقع زمان زیادی نمانده است. اگر در مدت یک سال تو توانسته ای از مدیریت فرهنگسرای خاوران به مدیریت شرکت 120 میلیارد تومانیِ پارس خودرو برسی و بعد در آنجا آنقدر شایستگی نشان بدهی که یک سال بعد به مدیریت شرکت 940 میلیارد تومانی سایپا برسی، قطعا در اینجا هم متوقف نخواهی ماند و با همین سرعت، بعد از یک سال به وزارت و بعد از دو سال به ریاست جمهوری خواهی رسید. بالاخره در این بین حتما وام مسکن من هم جور می شود و سرم خلوت تر می شود و می توانم به محض انتصابت به سمت جدید، تبریک عرض کنم.

مهرداد جان

به نظر من تو باعث افتخار و سربلندی ما ایرانی ها هستی و اسمت در کنار جناب دکتر احمدی نژاد تا ابد در تاریخ خواهد ماند.

تو مجسمه لیاقت و اعتماد به نفس هستی و وجود ارزشمند تو، تفسیر عبارت "هنر نزد ایرانیان است و بس" است. والا در هیچ کجای دنیا، حتی در همان آمریکای جنایتکار هم هیچوقت یک جوان 29 ساله مدیر عامل بزرگترین کارخانه خودروسازی کشور نمی شود، تازه اگر هم بشود حتما نبوغ خاصی داشته و تحصیل کرده آن رشته بود و از نوجوانی در آنجا کارورزی کرده. ولی مگر اینها هنر است؟

اگر راست می گویند یکی را نشان بدهند که طی دوسال از مدیریت یک آمفی تئاتر یا گالری هنری، به ریاست کمپانی خودروسازی عظیمی رسیده باشد! من در این زمینه تحقیق کرده ام و به این عبارتِ عرفانی-هندلی رسیده ام: گشتم نبود، نگرد نیست! آری به راستی که هنر بعضی نزد ایرانیان است و بس.

مهرداد عزیزم

به نظر من به خاطر همین حس اعتماد به نفس و غروری که تو به همه ما داده ای جا دارد که هر روز از تو تشکر کنیم، اما من برای قدردانی از تو دلایل دیگری هم دارم.

مثلا همین چند روز پیش بود که در جایی با جمعی از دوستان نشسته بودیم و به قاعده این دو سه سال در مدح جناب احمدی نژاد حرف می زدیم که یکی از دوستان در وصف شایسته سالاری رئیس جمهور محبوب و مردمی مان گفت که خواهرزاده دکتر احمدی نژاد سالهاست که در آموزش و پرورش به صورت حق التدریسی مشغول کار است، اما با وجود اینکه حقش رسمی شدن است، اما جرات ابراز این خواسته کوچک به دایی محمود خود را ندارد.

البته قاعدتاً این دوست ما به چشم خودش این مساله را ندیده بود و بنا به رسم، از راوی موثقی شنیده بود، اما آنچه مهم بود این بود که همه ما حظ وافری بردیم و "احسنت… احسنت" بلندی گفتیم و یاد خاطرات و روایات مشابه از راویان موثق مشابه درباره شایسته سالاری این دولت و پارتی بازی و باند بازی دولت های قبلی افتادیم.

بدتر از کفر ابلیس این است که آدم در چنین جاهایی کم بیاورد و من داشتم ضایع می شدم، چون تمام چیزهایی که بلد بودم را قبلی ها تعریف کردند. در چنین مواقعی همیشه تو دوست عزیزم به کمک من می آیی و من این بار هم با نام بردن از تو و مسئولیت هایت، ثابت کردم که آقای احمدی نژاد،در پی میدان دادن به جوان هاست.

در چنین مواقعی تو برای من در حکم عطیه ای آسمانی را داری و من می توانم درباره موضوعات مختلفی، از همین شایسته سالاری و جوانگرایی دولت، تا اثبات شایستگی جوان ایرانی و اعتماد به نفس و خلاصه هرچه که لازم باشد سخنرانی کنم.

مهردادکم

هرگز فراموش نمی کنم که بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد به شهرداری، ایشان به خاطر اینکه جوان شایسته ای چون تو دستش جایی بند باشد و بتواند در خدمت اسلام و نظام باشد و ضمنا راننده هم داشته باشد، تو را به سمت رئیس گروه مشاوران جوان شهرداری منصوب کرد، اما بعد که به ایشان خبر دادند چنین جایی در مجموعه شهرداری وجود ندارد، در طی چند دقیقه آن را تشکیل داد تا تو، رئیس جایی که نیست نباشی و به همراه آن یک حکم ریاست فرهنگسرای خاوران را هم به دستت داد تا بعد از ظهرها هم سرت گرم باشد. و تمام اینها وقتی بود که تو فقط 25 سال سن داشتی. اما بعدا که دکتر احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری رفت و تو را هم به سمت رئیس گروه مشاوران ریاست جمهوری منصوب کرد، شهردار بعدی نتوانست جوانی به شایستگی تو پیدا و بعد از مدتی به بهانه اینکه دم و دستگاه گروه مشاوران جوان برای شهرداران تهران اضافی و موجب خرج تراشی بیهوده است، آن را منحل کرد. و خدا لعنت کند همه عمرسعدهای تاریخ را!

مهرداد جان

بگذار حسودها و بدخواهان هرچه می خواهند بگویند، ولی همانطور که در ماجرای انتخابات شورای شهر سوم تهران، آقای رامین عزیمان تاکید کرد، تو «اسامه بن زید» ما هستی، رای نیاوردنت هم مهم نیست؛ لشکر اسلام بدست توست و آن کسی که تو را منصوب می کند حتما بهتر خیر صلاح تو و خودش و امت را می داند. و چه پاسخی برای آنهایی که تو را برای ورود به شورای شهر مناسب ندیدند بهتر از اینکه فقط چند ماه بعد از اینکه برای شورا انتخاب نشدی، و در حالیکه حتی یک روز هم سابقه کار در مدیریت صنعتی و خودروسازی نداشتی به ریاست سودآورترین شرکت خودروسازی ایران منصوب شدی؟

با کمترین تعقلی می توان فهمید که وقتی مهرداد 28 سالهء ما به جای مدیری تکیه می زند که پارس خوروی ورشکسته را به وضعیتی رسانده بود که در سال صدهزار خودرو تولید می کرد، پس قعطا بهتر و قابلتر از مدیر قبلی بوده است.

حالا هم که به ریاست شرکت سایپا رسیده ای، به نظرم حق تو را خورده اند. چرا که وقتی تو آنقدر هوش و استعداد و ایمان و از همه مهمتر اعتماد به نفس داشته ای که در سایه عنایات خدا و دکتر احمدی نژاد بدون هیچ سابقه ای به مدیریت پارس خودرو برسی، الان که یک سال هم سابقه کار داری و سنت هم بیشتر شده، باید دست کم وزیر صنایع می شدی. ولی می دانم که این جیفه دنیا برای تو مهم نیست و تازه وزارت هم دست علی اکبرجان محرابیان خودتان است؛ اشکالی ندارد، قطعا جای دوری نمی رود.

مهرداد، دلبندم

به پدرزن عزیزت، آقای احمدی، رئیس دانشگاه پیام نور و سرپرست وزارت آموزش و پرورش سلام برسان. ما دعا می کنیم که ایشان هرچه سریعتر وزیر آموزش و پرورش بشوند تا ان شالله این دولت مهرورز و عدالت گستر و شایسته سالار، به کوری چشم تمام آنهایی که اهل پارتی بازی و فامیل سالاری و انحصار و تقسیم غنائم هستند، منسجم تر و یکدست تر شود. راستی یادم رفت برای صدور مجوز روزنامه «وطن امروز» که تازگی به اسمت صادر شد بهت تبریک بگم. خدا تو را حفظ کنه. چشم بد از تو دور بشه الهی… چشم حسودا کور بشه الهی…

 


 

از: فارو
به: برادر جعفر، مدیر سایت عصر ایران

با سلام

نامه و عکس فوق چند روز پیش و به طور اتفاقی به دست من رسید. به این ترتیب که صبح زود که داشتم برای گرفتن نان به سر کوچه می رفتم، ازدحام زیادی را در صف بانک مشاهده کردم. صف مربوط به متقاضیان وام 5 میلیون تومانی بود که معمولا چند ساعت قبل از باز شدن بانک با مدارک در صف می ایستند و بعد از باز شدن بانک متوجه می شوند که باید روز دیگری مراجعه کنند.

در میانه صف مردی که این نامه را در دست داشت، عکسی از برادر مهرداد بذرپاش را روی لب هایش چسبانده بود و اشعاری در وصف ایشان را می خواند و اشک می ریخت. بلافاصله با حضور برادران نیروی انتظامی و به جرم اخلال در نظم عمومی و خواندن ترانه های مستهجن، فرد مورد نظر اعمال قانون، در معیت برادران به کلانتری ناحیه راهنمایی شد.

در هنگام ارشاد متهم، نامه و عکس از دست وی افتاد که به نظرم رسید از آنجائیکه حمایت از دولت خدمت گزار و شایسته سالار در دستور کار سایت قرار گرفته است، شاید برای انتشار در سایت مناسب باشد. ضمنا حاضرین در صف می گفتند که فرد مذکور مدعی بوده که تا همین چند سال پیش با مهرداد مذکور تیله بازی می کرده و فعلا روزنامه نگار بیکار است و از این جهت بعید نیست که دارای اختلال مشاعر باشد.

                                                                                                                      با احترام زیادی-  فارو

منبع: عصر ایران http://www.asriran.com/view.php?id=35273

نظرات كاربران:
binazir bod
bayad dasteh shom ra barayeh neveshtaneh hamchin matni bosid
dar panaheh Hagh bashid
عالی بود….
… نمی دونم چرا من بعد از گرفتن فوق لیسانس و 6- 7 سال کار کردن تو جاهای مختلف نتونستم از رده کارشناسی توی یک اداره بالاتر بیام. یا ما پیر شدیم، یا توی این مملکت فقط یک نفر جوان وجود دارد، همون مهرداد خودمون که تفسیر نمای شایسته سالاری در دولت عدالت محور است.
چی بگم…….
وا اسفا که علنا" پارتی بازی و فامیل سالاری میشه و علنا" هم انکار میکنند…!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فوق العاده بود مرسی
فارو عزیزم سلام
فارو جان
فاروكم

تو كه با نمكی، پس چرا اون لبات شیرینه؟
چرا با اون نگات هر چی میگی به دل میشینه؟

فارو، دلبندم:
یه چی میگم ناراحت نشو. با این حرفات دست و پای این مهرداد جونو میبندی نمیذاری شنا كنه اونوقت تو آب خفه میشه خونش میفته گردنت هااااا….!
بعد به جرم قتل میندازنت زندان.

مشكل اینجاست كه آب گیر نمیاد، والا شناگر زیاد داریم. اوناییم كه آب پیدا میكنن تبدیلش میكنن به استخر خصوصی. اوووووه! اونم چه جورش: فامیل هاهمه شیرجه میزنن تون اون استخره آباشو پارو میكنن!

فارو جان
جان من بیا یه استخر پیدا كن ما هم بریم شنا قورباغه با فامیلامون.

قدیما مردم از آب گل آلود ماهی میگرفتن. تازگیا از آب استخر پول میگیرن.

نوكرتم فارو

لعنت به عصرایران با این طنز مزخرفش
فارو جون مثل مطالب قبلیت عالیه!
بسیار جالب و جذاب بود .
افسوس به حال ما، از کجا آمده این مدیر 28 ساله،
اینجانب بعد از اخراج از دانشگاه به خاطر جانبداری از دولت وقت اصلاحات و فعالیت به مدت 9 سال در سطحهای بالا مدیریت ولی هنوز هم رزومه من قابل قبول برای بعضی از شرکتهای معمولی نیست.
ایکاش رزومه برادر مهرداد را (همراه با ماشاالله فراوان جهت مقابله با چشم و نظر ) منتشر میشد تا ما بتوانیم الگو برداری بنماییم.
فارو جان با این مطالب غم و اندوه ما را افزون کردی
خب مگه چیه؟ چش ندارین بیبینین؟؟ …تا کور شود هرآنکه نتواند دید. ا ا ا ا برقا چرا رفت؟
سلام
تحریك حس حسادت دیگران و استفاده از آن برای اهداف سیاسی نوعی فریب و حقه بازی و … است مگر قرار است همه جوانهای فوق لیسانس و لیسانس و … مدیر عامل و وزیر و … بشوند كه اگر نشدند باید مسئولین كشور به شماها پاسخ بدهند؟
یكی از كاربران محترم،گفته كه بعد از چند سال نتوانسته در اداره محل خدمت خود بالاتر از كارشناسی برود…
لازم است بدانید ما در ایران خودرو پس از گذشت سه سال از ارائه مدرك (مهندسی) و با داشتن 10 سال سابقه كار هنوز مدرك مرا قبول نكرده اند كه تازه بشوم كارشناس !!!!!!!!!!
شما ها از حسودی دارین میترکین همین
عالی بود…
اگر چه در بین دوستان بعنوان هوادار پرو پا قرص دكتر احمدی نژاد محسوب می شوم ولی باید اذعان كنم كه واقعا مطلب جالب و تكان دهنده ای بود. در حكمت رشد سریع آقای بذرپاش مانده بودم و علت اصلی اش را نمی دانستم كه تازه متوجه شدم ایشان داماد آقای احمدی هستند.
خیلی عالی بود. متشکرم
اگه راست می گین که مهرداد جون داماد آقای احمدیه پس چرا برای گرفتن مدرک دکتری از طریق پدرزن جان اقدام نکرد تا بعضی افراد فرصت طلبی که اخیرا مشخص شد التزام عملی به اسلام ندارند موضوع پذیرش این بزرگوارو تو شیپور کنند .؟!!!!!!!!!!!!!
باسلام
واقعا "جالب بود .در مملکت قحط الرجال ما کم نیستند اینجنین پدیده هایی.بدین جهت است که آقای الهام در 5 شغل مشغول خدمتگذاریند .فقط نمی دانم چرا هر کسی هم که در این دولت سرش به تنش می ارزد بعد از قبول مسئولیت استعفا می کند.
زورتان به این بنده خدا رسیده چند صباحی صبر كنید … تا مرد سخن نگفته باشد….
دمت گرم
فقط یه چیز یادت رفته این كه مهرداد عزیز همینكه وارد سایپا شد دقیقا به محض ورود خظ پراید 132 رو هم افتتاح كرد.
واقعا" دستت درد نکنه
البته گوش اگر گوش ….. ناله اگر ناله ماست آنچه جایی نرسد فریاد است
ولی طنز هات از هر فریادی رساتر است
قلمت همواره مستدام
فارو جون.این متنت از همه جیگرتر بود…به خدا یکی نیست به اینا بگه بابا می خواین پارتی بازی بکنین اشکال نداره ولی دیگه چرا اینقدر تابلو
سلام ،مطالبتون را خوندم از اینکه خیلی بی انصاف نبودین ممنون ولی چند تا نکته را فراموش نکنیم تحصیلات ایشون مهندسی صنایع شریف و کارشناسی ارشد MBA از علامه طباطبایی است و 2.5 سال هم نایب رییس هیات مدیره سایپا بوده اند . تحصیلات مدیر عامل قبلی را هم اگر خواستید برید و ببینید!راجع به توانمندیشون هم اگه صلاح دونستین سری به صورتهای مالی شرکت پارس خودرو قبل و بعد از مدیریت ایشون بزنید . کاش قبل از اظهار نظرهای از روی احساسات کمی عملکرد افراد را هم مطالعه کنیم.
فارو عزیز ، بنده به شما افتخار میكنم ولی خیلی تلخ بود و ممكن است بعضی از انسانهای مسلمان نما (انسان نما) ناراحت بشوند . م-ج از تبریز
جناب فارو از اینکه این مطالب را جهت تنویر افکار عمومی منتشر می کنی ازت ممنونیم. چون حداقل می فهمیم توی این مملکت گل و بلبلمون چه خبره!!!!
خوب بود
امیدوارم که وقتی نوبت به رفقای خودتون رسید به همین صورت از خجالتشون در بیای و مقتدای خودتون را مولایمان علی علیه السلام قرار بدی که در گفتن ، شنیدن و انجام حق هیچ کس به جز خدا برایش ملاک و معیار نبود. فکر کنم در این صورت هم صادقتر به نظر می یای هم متن هات تو دل برو تر میشن
عمر شما مستدام باد الهی…
اگه اینطوری نمیشد، تعجب میکردیم!
واقعا عالی بود فارو جان…. قلمت استوار.. تو این مملكت اسلام مظلوم واقع شده و عده ای اسلام رو برای خودشون تفسیر كردن….
قلم به این مزخرفی ندیده بودم
نه كاری به مهرداد دارم و نه به هر كس دیگه اما خداییش خیلی بیمزه بود آخه نه طنز بود و نه حالت جدی داشت
هر كی بخواد میتونه اینطوری بنویسه
این تعریف و تمجید ها هم یه كم كه نه خیلی بوداره
شاید بچه های عصر ایران هركدومش چندبار كامنت گذاشته باشن از جمله رضا جون
راست میگین نمایش بدین آخه سالی به دوازده ماه كسی براتون كامنت نمیذاره
مستدام باشید
مطلب کاملا گویا بود ………… نمی دونم چطور باید تحسین کنم……….. موفق باشید
کاش من هم یک مهرداد بذرپاش بودم!

 

 

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

برائت عجیب متهم فراری پرونده ثامن‌الحجج | مدیرعامل زندان می‌شود

بیا تو مالزی - مدیرعامل مؤسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج بر اساس رأی دادگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 − 1 =

قالب