چهارشنبه , 4 مهر 1397
خانه / اخبار ایران / پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

بیا تو مالزی -

قاچاقچیان انسان  200 زن، مرد و کودک ایرانی را در اقیانوس آرام به کام مرگ کشاندند…

قاچاقچیان انسان که 200 زن، مرد و کودک ایرانی را در اقیانوس آرام به کام مرگ کشانده‌اند، در تجسس‌های پلیس امنیت تهران دستگیر شدند.
خبرنگاران شوک همگام با پلیس و خانواد­ه قربانیان غرق شده لنج قاچاقچیان انسان در مرز آبی اندونزی – استرالیا پرده از حقایق تلخ ترانزیت خطرناک انسان برداشتند. شکایت
در ایران خانواده قربانیان این حادثه تنها از پیگیری‌های پلیس امنیت تهران راضی هستند چرا که از زمان شکایت آنان در شعبه سوم دادیاری دادسرای امور جنایی و دستور دادیار آقایی با دلسوزی ماجرای این حادثه دلخراش را پیگیری کرده‌اند.

دو قاچاقچی انسان به نام‌های مهدی و محمدرضا«هـ» که حتی پسر عموهای خود را در این حادثه قربانی ثروت بادآورده کرده‌اند با دستور قضایی تحت تعقیب قرار گرفتند. مأموران پایگاه سوم پلیس امنیت در بررسی‌های اطلاعاتی پی‌بردند که مردی در یک آژانس هواپیمایی با این دو برادر همدست بوده‌ است. بدین ترتیب، در نخستین اقدام این مرد را بازداشت کردند و با وجود ادعای بی‌گناهی توانستند به ردپای دو برادر قاچاقچی برسند.

صبح دیروز- دوشنبه 12 دی ماه- مأموران به محله آهن‌کن در جنوب پایتخت رفتند و توانستند محمدرضا را بازداشت کنند.

روز 16 آبان ماه سال جاری گروهی ایرانی در فرودگاه امام خمینی «ره» دور مردی قد بلند و شیک‌پوش حلقه زدند تا بلیت‌های سفر به اندونزی را از دستان وی بگیرند. همه می‌خندیدند و از اینکه می‌خواهند برای جست‌وجوی کار خود را به استرالیا برسانند راضی و خشنود بودند غافل از اینکه نه تنها سفری پر درد و رنج خواهند داشت، بلکه با حادثه مرگبار مواجه خواهند شد که اگر زنده بمانند باید در زندان‌های اندونزی برای بازگشت به ایران ثانیه‌شماری کنند یا در جزیره‌ای چشم به دریا بدوزند تا کشتی‌ای برای نجات جانشان برود. دو قاچاقچی از هر مسافر 20 میلیون تومان گرفته بودند، وعده آنها سفری آسان به استرالیا بود، مردان، زنان و کودکان با همین چرب‌زبانی‌ها بود که فریب خوردند و هیچ کدام تصویری از بامداد مرگ را در ذهن نداشتند. ضجه‌ها در تلاطم آب اقیانوس، فرو رفتن در اعماق دریا، چسبیدن به تکه‌ پاره‌های لنج قاچاقچیان انسان و سه روز سرگردانی در دریا و خوردن آب یا دست و پا زدن با تکه چوبی به امید یافتن ساحل همه این امید‌ها را نقش بر آب کرد، 47 تن ایرانی و اتباع دیگر زنده ماندند، تعدادی ناپدید شدند و بقیه مسافران به کام مرگ فرو رفتند.

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

5_copy_copy_copy_copy_copy_copy_copy

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

10_copy_copy_copy

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

پس از فاجعه /تصاویر

ماجرای وحشتناک
ماجرای غرق شدن یک لنج متعلق به قاچاقچیان انسان که بیش از ظرفیت مسافر سوار کرده بود و به مخاطره افتادن بیش از 200 ایرانی سناریوی وحشتناکی را رقم زد. شنبه 26 آذرماه ساعت 10 صبح- 17 دسامبر 2011 میلادی- بود که لنج سه طبقه قاچاقچیان انسان با نزدیک به 350 مسافر در تلاطم امواج اقیانوس آرام بین اسکله جاوای اندونزی و خاک استرالیا گرفتار شد.
زودتر از آنچه تصور برود لنج کاملاً واژگون شد. نجات‌یافتگان می‌گویند زنان، کودکان و خانواده‌ها در طبقه اول بودند که در همان لحظات نخست جان باخته‌اند و در دو طبقه دیگر مسافران تنها بوده‌اند که گروهی در خواب غافلگیر شده و تعدادی هم به تکاپوی نجات پرداخته‌اند. ­­­وقتی لنج چوبی کاملاً غرق شد (Drown) نزدیک به 160 مسافر روی آب ماندند و خود را به بدنه لنج چسباندند، همه گریه می‌کردند، یک کودک در میان زنده‌ها دیده می‌شد و یک زن که مرتب در جست‌وجوی شوهرش بود غافل از اینکه وی مرگ را در آغوش گرفته است.
نجات 34 ایرانی
2 ساعتی گذشته بود شاید هیچ کس نمی‌دانست لنج قاچاقچیان انسان
غرق شده و 160 تن تکاپوی نجات دارند، وقتی یک کشتی ماهیگیری خود را به محل حادثه رساند تنها 34 تن را توانستند در میان امواج دریا سوار کنند و وعده دادند با رسیدن به ساحل پلیس و هلال احمر اندونزی را در جریان می‌گذارند.
نزدیک به 125 مسافر (passenger) با هر چه توان داشتند به لاشه لنج چسبیدند و شاید به اینکه مسئولان اندونزی با دریافت ماجرای حادثه به نجات آنان خواهند رفت امیدوار شدند و این در حالی بود که پلیس با دیدن 34 نجات یافته
تنها آنان را بازداشت کرد و در اقدامی غیر انسانی و جنایت‌گونه هیچ اقدامی برای نجات جان دیگر زنده ماندگان نکرد.
3 روز بعد
3 روز شب‌ها به صبح رسیدند و هر ساعت تعداد نجات‌یافتگان کم و کمتر می‌شد، گروهی در برابر دیدگان دیگران از لنج جدا می‌شدند و به عمق اقیانوس فرو می‌رفتند، لحظات غمناک و وحشتناکی بود. اگر آب باران نبود شاید همه تلف می‌شدند. 9 تن از پسران که می‌دیدند نیروی کمکی نمی‌آید.

تکه چوب‌های لنج را جدا کردند و شناکنان به حرکت درآمدند تا به ساحلی برسند و خود را نجات بدهند. 3 روز گذشته بود و جز 21 مرد دیگر کسی به لنج شکسته آویزان نبود تا اینکه کشتی نفتکش خارجی به آنان نزدیک شد و نجات‌شان داد و این در حالی بود که نجات‌یافتگان می‌گویند بارها قایق‌های ماهیگیری را دیده‌اند و به آنان علامت داده‌اند، اما اعتنایی نکرده‌اند و کسی نجات‌شان نداده است.
خانواده‌های نگران
یک روز بعد از غرق شدن لنج قاچاقچیان انسان در حالی که مسئولان اندونزی هیچ اقدامی برای امدادرسانی انجام نداده بودند و حتی به پلیس و گارد ساحلی استرالیا نیز گزارشی از این حادثه نداده بودند، خانواده مسافران در ایران از ماجرا باخبر شدند. این در حالی بود که اثری از این ماجرا در هیچ کجا نبود و وزارت امور خارجه ایران نیز اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد. همه جا سکوت بود تا اینکه 48ساعت بعد با نجات آخرین گروه ایرانی‌ها در ابتدا اعلام شد که 75 تن زنده مانده‌اند و خبرگزاری‌های شاخص نیز آن را در سطح گسترده‌ای انتشار دادند، اما وقتی خانواده‌های ایرانی خود را به اندونزی رساندند دیدند تنها 47 نفر زنده مانده‌اند که 21 تن از آنان ایرانی بوده‌اند. 20 خانواده ایرانی راهی اندونزی شدند، هیچ برخورد مناسبی با آنان صورت نگرفت حتی اجازه ندادند جنازه‌های از آب گرفته شده را ببینند و سرکنسول‌ ایران نیز همکاری‌ای در این خصوص انجام نداد. خانواده‌های ایرانی تنها توانستند با نجات‌یافتگان دیداری داشته باشند که همگی جزو زنان و کودکان که در هتل اسکان داده شده بودند، در زندان به سرمی‌بردند.
سرنوشت یکی از ناپدیدشدگان
داوود سیچه‌لی به همراه امیر بهروز، فرهاد قربانی و محسن ضامنی در حادثه واژگونی لنج قاچاقچیان انسان جزو ناپدید شدگان هستند و امید برای زنده ماندن آنان بسیار است. پدر داوود، برای پیدا کردن ردی از پسرش به اندونزی سفر کرد و در خصوص سرنوشت وی می‌گوید: «3 قاچاقچی انسان که هرکدام 70 تا 80 مسافر داشتند برای کم کردن هزینه‌ها یک لنج سه طبقه اجاره می‌کنند که همین باعث حادثه شده است.».

وی ادامه داد: «پنجشنبه از جاکارتا 4 اتوبوس با 63 مسافر به سمت مقصد «بیل‌تار» حرکت کرد، همه 28 ساعت در مسیر بودند تا اینکه به بیل‌تار می‌رسند و همگی 5 ساعت در یک سوله نگهداری می‌شدند تا اینکه ساعت 2 صبح روز شنبه همه سوار یک لنج می‌شوند، چون 36 ساعت بی‌خوابی کشیده بودند خیلی‌ها در اتاق‌هایشان می‌خوابند .
5/7 ساعت نرفته بودند که از طبقات دیگر عده‌ای روی عرشه جمع می‌شدند، دریا متلاطم بود. یک سمت لنج سنگین شده و موج باعث می‌شد آنرا روی دریا بخواباند و غرق کند. خانواده‌ها که در طبقه پایین بودند نتوانستند نجات پیدا کنند تعدادی روی عرشه یا طبقه وسط بودند که داخل اقیانوس می‌افتند و بعد از
2 ساعت 160 مسافر روی آب می‌آیند. پدر «داوود» که بغض دارد می‌افزاید: از کسانی که زنده مانده بودند پس از سه روز تنها 47 تن نجات یافتند آن هم نه از سوی امدادگران هلال‌احمر اندونزی یا مسئولان این کشور بلکه این امدادرسانی از سوی کشتی‌های‌گذری صورت گرفته بود.
متأسفانه در مدت 3 روز کسی به کمک بازمانده‌ها نرفته بود تا جایی که گروهی تصمیم می‌گیرند شناکنان و با کندن یک تکه چوب از لنج خود را نجات دهند. در اندونزی در حالی که اجازه نمی‌دادند جنازه‌ها را ببینیم پلیس فدرال استرالیا به من گفت که اندونزی تا وقتی که نفتکش گروهی را نجات داد به آنان ماجرای این حادثه را گزارش نکرده و وقتی آنان به صحنه رفتند تنها جنازه دیدند و از زنده‌ها خبری نبود.»
امید در یک جزیره متروکه
همه نجات یافته‌ها گفته‌اند 9 تن جوان ایرانی شناکنان به سمتی رفته‌اند تا به ساحلی برسند از سوی دیگر 110 مسافر ناپدید شده‌اند که احتمال دارد به نزدیکترین ساحل رسیده باشند.
پدر «داوود» می‌گوید: «نزدیکترین ساحل متعلق به جزیره متروکه‌ای به نام توسا پیندا لمبونگان است که 6 کیلومتر تا محل غرق شدن کشتی فاصله دارد. در اندونزی هر چه اصرار کردیم نیروهای امداد هلال‌احمر و پلیس دولت اندونزی تیم‌هایی به آنجا اعزام کنند نپذیرفتند حتی حاضر بودیم هزینه این عملیات را بپردازیم. ابتدا پذیرفتند اما جلسه‌ای گذاشتند و منصرف شدند.
آنها می‌گفتند این جزیره جن‌زده و پر از حیوانات درنده است. نمی‌دانیم چرا سرکنسول ایران برایمان کاری نکرد، اصلاً این موضوع برایمان یک بغض شده است. این جوانان و خانواده‌های ایرانی به هر دلیلی که رفته‌اند هموطنمان بودند اما در وزارت امور خارجه و کنسولگری ایران در اندونزی کوتاهی‌های زیادی دیدیم که جای تأسف دارد. اجساد را به سردخانه هم نبرده‌اند در یک کانتینر روی یخ گذاشته‌اند و به کسی هم تحویل نمی‌دهند. در ازای انتقال جنازه‌ها هم
10 میلیون تومان می‌خواهند.»
نجات یافته‌ها چه گفتند؟!

ناصر یاسری یکی از نجات یافته‌ها است که در خاک اندونزی گرفتار شده و خبرنگاران شوک در تماس با وی پای جزییات حادثه نشستند:
چهار ماه و نیم پیش به جاکارتا رسیدم و بنا بود که 10 روزه به استرالیا بروم. شب حرکت سوار لنج شدیم، نزدیک به 250 تن بودیم که 140 ایرانی بقیه افغانی و پاکستانی بودند. بعد از یک روز که در راه بودیم لنج ظرف 5 ثانیه برگشت و در آب افتاد.
در مدت حرکت لنج کمی به سمت چپ متمایل می‌شد ولی متأسفانه ‌بار آخر غرق شد، این حادثه ساعت 10 صبح افتاد به خاطر همین خیلی‌ها خواب بودند و به همین دلیل آنان اصلاً روی آب نیامدند و همان لحظه غرق شدند. کسانی که به روی آب برگشتند به دو دسته تقسیم شدند، تعدادی تخته پاره‌ها را گرفتند و روی آب شناور شدند و بقیه به سمت لنج که برعکس شده بود آمدیم و روی آن نشستیم ،من نیز جزو آنها بودم.
متأسفانه کسانی که روی تخته‌ها بودند را موج آب برد و تنها کسانی که موفق شدند خودشان را به لنج برسانند غرق نشدند. نزدیک به 60، 70 تن بودند که بینشان زن و بچه دهم دیده می‌شد. در همین هنگام هر چند وقت یک‌بار موج می‌زد و لنج دوباره به داخل آب فرو می‌رفت. شرایط خیلی سختی بود، همه ترسیده بودند و هیچ کاری از دستمان بر نمی‌آمد.
در آن هوای سرد و بارانی و وجود موج‌های سنگین نزدیک 7 ساعت در همان شرایط ماندیم تا اینکه یک قایق ماهیگیری نزدیک شد و 34 تن سوار آن شدیم و بلافاصله به سمت ساحل آمدیم و درخواست کمک کردیم، به ما گفتند که همین الان کمک می‌فرستند اما این کار را نکردند و بعد از 3 روز تنها 13 تن نجات پیدا کردند. در بین کسانی که با قایق به سمت ساحل آمدند یک پسر بچه 4 ساله، یک دختر 10 ساله و یک دختر 22 ساله حضور داشتند و بقیه همه مرد بودند، نزدیک به 12 نفرمان هم ایرانی بودند. یک روز در همان ساحل ما را نگه داشتند و بعد با پلیس ما را به یک هتل بردند و بعد از چند روز به بهانه اینکه می‌خواهند هتلمان را عوض کنند ما را به کمپی آوردند که بیشتر شبیه زندان است.
الان 16 نفر در یک سلول 22 متری هستیم و حتی اجازه هواخوری به ما داده نمی‌شود، در حالی که پاکستانی‌هایی که اینجا هستند با پیگیری سفارتشان خیلی راحت‌تر از ما هستند، سفارت به بچه‌های ایرانی قول داده که به ایران برگردند اما هنوز اینجا هستیم، در حالی که هنوز هم همه اینجا در شوک این اتفاق هستند.

 

منبع:روزنامه ایران

 

 

 

 

 

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

برائت عجیب متهم فراری پرونده ثامن‌الحجج | مدیرعامل زندان می‌شود

بیا تو مالزی - مدیرعامل مؤسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج بر اساس رأی دادگاه …

23 دیدگاه

  1. ترو خداااااااااااا این قضیه رو پیگیری کنید ما فقط امیدمون به اون جزیره های متروکه هست که ممکنه خیلی از اون ها چون شنای خوبی داشتن تونسته باشن خودشون رو به اون ها برسونن و الان هر لحظه منتظر کمکن ….الان 18 روز گذشته از این فاجعه ولی هیچ کمکی برای پیدا کرد نشون انجام نشده…تورو خدا کمک کنیدددددددددد

  2. تورا خدا اگه خبری از جمال امین زاده وهمسرش نجیبه مصطفی پور وپسرش 7ساله شون گیرتون اومد ما را درجریان بذارید

  3. من جنازه برادرم را از کشوراندونزی تحویل گرفتم دراسناد پزشکی همراه جسد تاریخ فوت روز21 سپتامبر قید شده است واین ثابت میکند او چهارروز بعدازحادثه زنده بوده است ولی …………………………..

  4. دلگیرم برای همه همه شمایی که چشم انتظار کمک بودید و غریبانه رفتید برای بچه های معصوم برای برادرم ……دیگر هیچ چیز نمیتواند مرا تسکین دهد هیچ چیز

  5. علی ار اصفهان

    دعا كنید ما سالم برسیم هركسی دلش شكسته دعا كنه مسافرایی كه اینجان سالم برسند

  6. مجیدداداش بیا مامانو پیرکردی

  7. برادرم بلاخره رسید استرالیا.بعد 17 روز صداشو شنیدم.داداشی حالا که رسیدی قله های موفقییت مال تو شد. دل تنگتم.مامان از دوریت بد جوری شکسته…..

  8. برادرم و مادر دو ماهی است که با رویای استرالیا سفر کرده و تاکنون خبری از ایشان نیست. خدا نگهدارشان باشد

  9. نرید ترخدا چی كم دارین

  10. dostaaaan manam mikhaaam biyam pishetooon

  11. لعنت به اونایی که برای کمک به هموطنامون کوتاهی کردند لعنت به هرچی چشم بادومیه>:(

  12. من میخام برم تورو خدا برام دعا کنید

  13. ترو خدا هرکی از سجاد شفیعی خبری داره اطلاع بده

  14. khodeto be khoda bespor

  15. هرکی رفت رسید ما هم میریم .ترس مایه مرگ و جرات مایه زندگی

  16. :-*منم دوست دارم همه زندگیمو بذلرم برم دیگه خسته شدم. تو رو خدا همه برای همدیگه دعا کنیم.:(

  17. اگه چیزی کم نداشتیم مگه مرض داریم که بریم. تو بگو چی برامون گذاشتن!

  18. چه قدر دردناکه خوندن این خبرها … واقعن چرا ما نباید تو کشور خودمون حداقل رفاه رو نداشته باشیم تا اینجوری همه در آرزوی مهاجرت نباشن؟؟؟ اونم کشوری با اینهمه ثروت!!

  19. فقط کافی به استرالیا فکر کنید بهش میرسین (قانون جذب)

  20. بخدا اشتباه میكنید تورو خدا از رو اب نیاید من تا الان كه بهش فكر میكنم تمام بدنم میلرزه وحشت بخدا

  21. تو رو خدا مردم از نگرانی اگر خبری از کامران روخبخش دارید بگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  22. کامران رخبخش کجایی ی ی ی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:(

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 + چهار =

قالب