سه شنبه , 23 مرداد 1397
خانه / اخبار مالزی / یه چشمه از رفتار مالایی ها

یه چشمه از رفتار مالایی ها

بیا تو مالزی -

دیروز صبح رفته بودم کتابخانه دانشگاه تا چند کتابی را که دستم بود پس بدهم…آن جا، ضمن صحبت با خانمی از مسئولین کتابخانه، متوجه شدم که مدتی است که دسترسی به تمامی دیتا بیس های (Data Base) مربوط به ژورنال ها از محیطی غیر از دانشگاه (از جمله منزل) هم امکان پذیر است. قبلا فقط امکان استفاده از ساینس دایرکت (Science Direct) مقدور بود.

از این خبر ذوق زده شدم و از کتابخانه بیرون آمدم. مجددا برای سوالی دیگر که نزد آن خانم برگشتم، یک دختر جوان مالایی، کارتی را مقابل من گذاشت. تازه متوجه شدم که "گواهینامه رانندگی ام" در اوج مسرت از شنیدن این خبر خوش، از کیفم افتاده بود بدون این که متوجه شوم و این خانم محترم که پشت سر من بوده، آن را دیده و به من باز گرداند. کلی قربون صدقه اش رفتم و سپس برای انجام اموری دیگر وارد دانشکده ای شدم.

 در آن دانشکده، روی نیمکتی نشستم و ضمن انتظار برای همسرم، با گوشی موبایلم سعی کردم با خانه تماس بگیرم. پسرم خواب بود و بایستی بیدار می شد. گوشی را بر نداشت.

 رفتم اتاق کامپیوتر تا گزارش تحصیلی پایان ترمم را اصلاح کنم. بعد از حدود نیم ساعت برگشتم و دیدم که هنوز همسرم از اتاق استادش بیرون نیامده است. پس فکر کردم در این فرصت، مجددا با خانه تماس بگیرم تا پسرم بیشتر از این نخوابد. ای دل غافل، هر جا نگاه کردم، گوشی ام نبود. مسیر بین نیمکت تا اتاق کامپیوتر را چند بار رفتم و برگشتم، کیف و جیب هایم را زیر و رو کردم، دور و بر نیمکت و اتاق کامپیوتر را گشتم، نخیر، نبود که نبود!

از بس این روزها موبایل دزدی هم زیاد شده که فکر کردم نکنه کسی اونو دزدیده باشه.

به هوش و فرزی دزد موبایلم غبطه خوردم! خوب خدایا حالا چکار کنم؟

نشستم روی نیمکت، اول به عوارض و عواقب ناشی از گم شدن موبایلم فکر کردم، شماره تماس هایم را از دست می دادم، سیم کارتم را باطل می کردم، …، کلی باید دردسر می کشیدم. بعدش چی؟ باید گوشی نو می خریدم.

 جهنم مال دنیا، حالا که این جوریه، پس یه گوشی درست و حسابی بگیرم. گوشی که بتونم حتی باهاش تایپ هم انجام بدم و مطالبم را به فایلم بریزم تا در فرصت های مرده ای که طی روز ممکنه داشته باشم، بیکار نمونم و از وقتم خوب استفاده کنم، … اصلا چنین گوشی هایی هست؟

گوشی که کار لپ تاپ را هم بتواند انجام دهد؟ تو این افکار بودم که آقایی (تکنسین آزمایشگاه) از من پرسید "شما گوشی گم نکرده اید؟" (وقتی که روی نیمکت نشسته بودم و با موبایلم ور می رفتم منو دیده بود).

از جا پریدم و گفتم چرا اتفاقا گم کرده ام. به اتاقی اشاره کرد و گفت از آن ها بپرسید. بدون این که منتظر عکس العمل من باشه، در آن اتاق را زد و با یک آقایی صحبت کرد.

اون آقا اسم گوشی ام را پرسید و سپس گوشی را مثل "کفش های میرزا نوروز" دوباره به من پس داد. تشکر کنان داشتم به سمت نیمکت بر می گشتم که دیدم آن آقا هم پشت سر من آمد و یک کاغذ رنگی را از روی دیوار کنار نیمکت کند.

تازه متوجه شدم در همین مدت کوتاه، روی یک کاغذ رنگی، پیدا شدن یک گوشی موبایل را با ذکر ساعت و تاریخ  به صورت تایپ شده، روی دیوار چسبانده است.

یعنی درست در همان محلی که نشسته بودم و پشت به کاغذ، غصه گم شدن موبایل کهنه و رویای خریدن موبایلی جدید با امکانات بالا را در سر می پروراندم!!

منبع: وبلاگ شور زندگی

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

لیست جدید دانشگاه های مالزی مورد تایید وزارت علوم سال ۲۰۱۸

بیا تو مالزی - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران طی اعلامیه‌ای، فهرست جدید دانشگاه‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − چهار =

قالب