چهارشنبه , 7 آبان 1399
خانه / اخبار مالزی / دلواپسی‌های مادرانه در دادگاه‌های مالزی

دلواپسی‌های مادرانه در دادگاه‌های مالزی

بیا تو مالزی - گفت‌وگو با مهوش ‌صفاییان، مترجم زبان فارسی در دادگاه‌های مالزی…

تا به‌حال در دادگاه‌هایی که حضور داشته‌اید از مسوولین سفارت ایران نیز برای حمایت از زندانی‌ها و یا مسایل مربوط به آن‌ها حضور داشته‌اند؟

ممکن است قبل یا بعد از دادگاه کسانی باشند، اما من تا به حال مسوولین سفارت ایران را در ماموریت‌هایم ندیده‌ام.

شما مدت زیادی‌ست که از وطن دور هستید. روز اولی که برای ترجمه در دادگاه حاضر شدید با دیدن هموطن‌هایمان چه احساسی داشتید؟

راستش قبل از رفتن به دادگاه نگران بودم و خیلی تمایلی به این کار نداشتم. به هر حال من در زندگی‌ام هیچ‌گاه با دادگاه سر و کار نداشته‌ام و همیشه در ذهنم تصویر خشن و ناراحت‌کننده‌ای از تبه‌کاران و قاچاقچی‌ها ثبت شده بود. تقریبن تمام متهمانی که من تا به‌حال در دادگاه‌های مالزی دیده‌ام به علت قاچاق و یا حمل موادمخدر دستگیر شده‌ بودند. باید بگویم با دیدن چهره‌های جوان و بعضن زیبای دختران و پسران ایرانی بسیار متعجب شدم. بعضی از آن‌ها خیلی جوان هستند و به علت سهل‌انگاری و یا بلندپروازی‌های خام چنین عاقبتی را برای خود رقم زده‌اند. من همیشه با دیدن دختران جوان در این دادگاه‌ها احساسات مادری‌ام غلبه می‌کند و تصویر دختران خودم جلوی دیدگانم می‌آید. هنگام خواندن حکم همیشه به یاد مادران این جوانان می‌افتم و از صمیم قلب ناراحت می‌شوم.

متهمان ایرانی با دیدن شما چه عکس‌العملی نشان می‌دهند؟

بیشتر آن‌ها یا همراهان‌شان فکر می‌کنند شاید از من کاری برمی‌آید. در بعضی مواقع توضیح این‌که «من فقط یک مترجم هستم» آن‌ها را قانع نمی‌کند. بعد از چند جلسه احساس کردم آن‌ها بیشتر می‌خواهند دردشان را با کسی درمیان بگذارند، بنابراین من هم به حرف‌هایشان گوش می‌کنم. یک‌بار یکی از آن‌ها از درد معده رنج می‌برد. قاضی – که از اتفاق زن بود – هنگام خروج از دادگاه به من گفت که مشکل ایشان چیست؟ خیلی برایم جالب بود که آن قاضی با آن‌که چنین مسوولیتی نداشت دستور رسیدگی صادر کرد. ولی در مجموع زندانیان ایرانی از وضعیت بهداشت و غذای زندان شکایت‌های زیادی دارند که خوب البته کاری از من ساخته نیست. بعضی‌ها نیز از وکلایشان که پول‌های زیادی مطالبه کرده‌اند شکایت می‌کنند.

این افراد در گفتگو با شما چه دلایلی را برای توجیه کارشان مطرح می‌کنند؟

طبیعتن بسیاری از آن‌ها معتقدند که گناهی مرتکب نشده‌اند. بعضی از آن‌ها مدعی هستند که بسته مواد‌مخدر متعلق به آن‌ها نیست و افراد ناشناس آن را در چمدان‌شان انداخته‌اند. البته احتمال وقوع چنین اتفاقی دور از واقعیت نیست. بنابراین بهتر است هم‌وطن‌های عزیز ما در فرودگاه بیشتر مراقب وسایل‌شان باشند و به هیچ‌وجه حمل چمدان‌های دیگر مسافران را قبول نکنند.

اما به‌طور ‌کلی بیشتر متهمانی که من ملاقات کرده‌ام به‌دنبال راه‌های آسان برای به دست‌آوردن پول هستند. واقعیت این است که همه‌ی آن‌ها از خانواده‌های فقیر و یا کم‌سواد نیستند اما از فشار اقتصادی و اجتماعی رنج می‌برند. در یکی از ماموریت‌هایم پدری را دیدم که همراه با دخترش بازداشت شده بود. این یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌هایی بود که تا به‌حال دیده‌ام. دخترک جوان به اعتماد پدرش مرتکب چنین خطای هولناکی شده بود و در جلسه دادگاه سرتاپا می‌لرزید.

متاسفانه بعضی از ایرانی‌ها تصور می‌کنند قوانین مالزی ضمانت اجرایی محکمی ندارد. واقعیت این است که حکم اعدام برای افرادی که جرم‌شان اثبات شود قطعن اجرا می‌شود. گروهی تصور می‌کنند با رشوه و یا میان‌بر‌های دیگر می‌توانند حکم را تغییر داد و یا ملغی کرد. من نمی‌دانم چه کسی به آن‌ها چنین پشت‌گرمی داده است؟ چه کسانی به این افراد می‌گویند که مالزی حکم اعدام را اجرا نمی‌کند و می‌توانند با پول همه چیز را تغییر دهند؟

آیا تا به‌حال از قاچاقچیان ایرانی کسی اعدام شده است؟

من از زمان‌های گذشته اطلاعی ندارم اما نکته این‌جاست که اکثر این متهمانی که من می‌بینم بیش از 4 – 5 ماه است که در بازداشت به سر می‌برند و تازه نوبت دادگاه و صدور حکم آن‌ها شده است. در عین حال بنابر مقدار مواد کشف‌شده، دو نوع حکم برای متهمان حمل و یا قاچاق مواد‌مخدر صادر می‌شود که به نام‌های 39a و 39b معروف هستند. فقط در نوع دوم حکم اعدام صادر می‌شود و در نوع اول مجرمان به مدت 5 تا 20 سال زندان به همراه ضربه‌های شلاق محکوم می‌شوند. به هر حال، حکم اعدام در مالزی تا‌کنون بارها برای مجرمان مالزیایی و خارجی اجرا شده است و دلیلی وجود ندارد که دولت مالزی آن را برای گروهی دیگر اجرا نکند.

شما چند سال است که در مالزی زندگی می‌کنید؟

من 27 سال است در مالزی زندگی می‌کنم. پیش از آن در کشور هند مشغول به تحصیل در رشته‌ی اقتصاد بودم که با همسرم – دکتر پیتر چوو – آشنا شدم. او یک مالزیایی چینی‌تبار است. محصول زندگی‌مان سه دختر به نام‌های سارا، طلّان و وفا است که به ترتیب 23، 21 و 17 سال دارند.

هیچ‌کدام نام چینی ندارند؟

بخش دوم نام‌ آن‌ها چینی‌ست. در واقع نام‌ خانوادگی چوو بعد از اسم‌ کوچک آن‌ها قرار می‌گیرد. چهره‌ی سارا بیشتر شبیه به ایرانی‌هاست. طّلان چهره‌ی ترکیبی دارد و وفا بیشتر شبیه به چینی‌هاست.

زندگی در مالزی را چگونه دیده‌اید؟

من از زندگی در مالزی راضی هستم. دوستان خوبی دارم که زندگی در این کشور را برایم لذت‌بخش می‌کند. سال‌ها پیش که قرار شد برای زندگی به مالزی بیاییم نگران شرایط آب و هوایی این کشور بودم اما آن‌قدر‌ها هم که به من گفته بودند گرم و آزاردهنده نبود. بیشترین مشکل من در اوایل ورودم به مالزی تطبیق فرهنگی با مردم این کشور بود. چینی‌ها خیلی بیش از آن چیزی که تصور کنید پیرو رسم و رسوم پیچیده خود هستند. طبیعتن برای من هم سخت بود که رسوم ناآشنای آن‌ها را فرا بگیرم و با غذاها و فرهنگ‌شان تطبیق پیدا کنم. اما حالا زندگی رضایت‌بخشی دارم.

آیا همسر و فرزندان‌تان به ایران سفر کرده‌اند؟

بله همه آن‌ها چندین بار به ایران سفر کرده‌اند. همسر من عاشق ایران است و خیلی دوست دارد اگر شرایط مناسبی به وجود بیاید در ایران زندگی کند. وی حتا مدتی به واردات محصولاتی از ایران نیز مشغول بود. من هم امیدوارم با توجه به علاقه همسرم به ایران بتوانم روزی در سرزمین مادری و در کنار هم‌وطن‌های خودم زندگی کنم.

***

با مهوش بیشتر درباره‌ی اتفاق‌های رایج در دادگاه‌های مالزی و خانواده‌های سرگردان ایرانی که بی‌خبر از همه‌جا ناگهان از به دام‌ افتادن فرزندان‌شان مطلع می‌شوند صحبت کردیم. او اطلاع‌رسانی به ایرانی‌های داخل و خارج از مالزی را یکی از مهم‌ترین راه‌های مبارزه با این جریان شوم می‌داند و از این‌که جوانان و جامعه ایرانی را در چنین شرایطی می‌بیند ابراز نگرانی و تاسف می‌کند.

 

گفت‌وگو: نفیسه مطلق

منبع:http://monorail-kl.com/PostDetail.aspx?PID=374

 

 

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

نایب قهرمانی تنیسور نوجوان ایرانی در آسیا

بیا تو مالزی - به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب