خانه / دانستنیها / دکترکاظم و مروری بر یک تلاش

دکترکاظم و مروری بر یک تلاش

بیا تو مالزی -

دکترکاظم جوادخانی جراح مغز و اعصاب  در سرزمین باران های تند و جنگل های سبز “مالزی”.

شاید36 سال پیش که دکترکاظم جوادخانی ایران را به مقصد بلژیک جهت اخذ تخصص جراحی مغز و اعصاب ترک کرد هرگز تصور نمی کرد دست سرنوشت قرار است او را دکترکاظم مردمان سرزمین باران های تند و جنگل های سبزکند.  دکتر کاظم  ساکن جزیره زیبای پینانگ است و ایشان را در مطبشان واقع در مرکز تخصصی” لو گوان لی” ملاقات کردیم. متن حاضر حاصل گفت و گویی چند ساعته با جراح پرتلاش و متبحر ایرانی است که خوشرویی و  شخصیت محترم ایشان در خانواده پزشکی جامعه مالزی مایه مباهات ایرانیانی است که در مالزی مقیم هستند .

جناب دکترکاظم ضمن تشکر از جنابعالی، درصورت امکان شرح مختصری از سوابق و انگیزه آمدنتان به کشور مالزی را برای خوانندگان مجله توریست  بفرمایید؟

بنام خدا. درسال1326درشهر تبریز بدنیا آمدم و دوران تحصیلات ابتدایی، متوسطه و پزشکی را تماما” در این شهرگذراندم. پس از اتمام خدمت سربازی بلافاصله برای ادامه تحصیل وگرفتن تخصص پزشکی ام عازم دانشگاه کاتولیک لوون واقع در شهر لوون بلژیک شدم و پس از شش سال یعنی در سال1982میلادی موفق به اخذ تخصص در جراحی مغز و اعصاب از آن دانشگاه شدم و در همان سال بنابه اصرار و دعوت رییس دانشگاه “یو کی ام” مالزی به همراه همسر و پسرم از بلژیک مستقیما” به مالزی مهاجرت کردم.

در آن زمان تعداد جراحان مغز و اعصاب در مالزی تنها 2 نفر بودند. در ابتدا محل کارم در دانشکده پزشکی واقع در بیمارستان عمومی کوالالامپور بود و در آنجا بخش جراحی مغز و اعصاب دانشکده پزشکی دانشگاه را راه اندازی کردم.در سال1984 در خواست اقامت دایم در این کشور را به دولت مالزی دادم که تنها پس از دو هفته بخاطر نیازشان به تخصص من اقامت دایم در این کشور برای من صادرشد و تا سال 1986 درکوالالامپور مشغول به فعالیت بودم. در این مدت بعضی از  عمل های جراحی که تاکنون در مالزی انجام نشده بود را انجام دادم از جمله جراحی میکروسکوپی مغز و ستون فقرات و پس از این سال بنابه نیاز بیمارستان خصوصی بنام “لام واه ای” به پینانگ آمدم و پس از 10 سال یعنی سال1996در مرکز تخصصی”لو گوان لی” پینانگ مشغول به کارشدم و تاکنون مشغول طبابت و عمل جراحی در این مرکز هستم.

 زمانی فقط استاد و دانشجوی ایرانی مقیم مالزی بودند ولی حالا از هر قشر و طبقه ای ایرانی وارد این کشور شده است. نصیحت من به ایرانیان مقیم مالزی جمله ای کوتاه است: مقام و منزلت والای ایران و ایرانی را با حسن رفتار، گفتار وکردارتان در این کشور حفظ نمایید

 آقای دکتر با توجه به اینکه تخصص جراحی مغز و اعصاب از تخصص های حساس و پیچیده است ممکن است راجع به چگونگی طی دوره تخصصتان و شیوه های مختلف جراحی مغزی توضیحات بیشتری دهید. 

در سال 1976 من  از دانشگاه لوون بورس تخصصی گرفتم و مدت پنج سال دوره جراحی مغز و اعصاب را در شهر زیبای لوون بلژیک گذراندم، حدود یکسال هم جراحی میکروسکوپیک را تکمیل کردم . بیماریهایی که عموما منجر به جراحی مغز می شوند عبارتند از: تومورهای مغزی و نخاعی، ضربه های مغزی و ستون فقرات، بیماری های مادرزادی، خونریزی های مغزی و غیره  که در شصت درصد موارد  آنها احتیاج به جراحی میکروسکوپیک دارند دوره جراحی با لیزر را در سال 1995در ژاپن گذرانده ام و اولین نفری بودم که برای نخستین بار این نوع عمل جراحی را در مالزی انجام دادم.

 جناب دکترکاظم با توجه به پیشرفت علم پزشکی کشورمالزی در مقایسه باکشورهای جنوب شرق آسیا از لحاظ علوم و تجهیزات  پزشکی درحال حاضردرچه سطحی است؟

باصراحت باید بگویم علم پزشکی در مالزی نسبت به گذشته بسیار پیشرفت کرده است چه از لحاظ امکانات و تجهیزات مدرن پزشکی و چه از نظر پرسنل وکادر تخصصی . 27سال پیش یعنی زمانی که من به مالزی آمدم تنها دو جراح در این زمینه وجود داشت ولی اکنون دارای بیش از پنجاه جراح مغز و اعصاب است و جزو اولین کشورها  از جهت بکارگیری و استفاده از تجهیزات مدرن پزشکی در دنیا محسوب می شود.

با توجه به اینکه در سالهای اخیر کلیه علوم با سرعت شگرفی درحال پیشرفت و ارائه ابزار و شیوه های جدید می باشند شما در عرصه علمی وکاری خودتان چطور در جریان و بکارگیری فناوری های جدید قرار می گیرید؟

مسلما مهمترین وظیفه هر پزشک آشنایی با علوم روز است تا از قافله علم پزشکی عقب نماند. شرکت در سمینارها، سمپوزیوم ها،کنفرانس های بین المللی، خواندن مجلات تخصصی و از همه مهمتر استفاده از مقالات و تحقیقات ارایه شده در اینترنت در این زمینه بسیار موثر و مفید می باشد.
پزشکان چطور با وسایل و تجهیزات پزشکی جدید و نحوه کار با آنها آشنایی پیدا می کنند؟

همانطورکه اشاره کردم  شرکت درسمینارها یکی از این شیوه هاست که معمولا شرکت های تولیدکننده ابزار مدرن پزشکی هم در این سمینارها حضور دارند و به علاقمندان توضیحات لازم داده می شود و آموزش طرز  استفاده از تجهیزات جدید توسط تیم مجرب  این شرکت ها وکارخانجات تولید کننده صورت می گیردکه البته این بخش مربوط به مهندسی پزشکی می شودکه امروزه از رشته های بسیار مهم و مورد توجه است.

آیا درکشورمالزی اگرکسی نیاز به جراحی مغز و اعصاب داشته باشد این عمل خیلی پرهزینه است و اصولاچرا هزینه های جراحی مغز و اعصاب درمقایسه با دیگرجراحی ها معمولا گرانتر است؟

شایدیکی از دلایل ایجاد شرکت های بیمه پرهزینه بودن درمان بیماریها وجراحی ها باشد به همین علت اکثر افراد تمایل دارند بطور خصوصی ویا از طریق کارفرما تحت پوشش بیمه درمانی قرارگیرند.البته نرخ بیمه بستگی به نوع پوشش آن دارد. هزینه و نرخ هر نوع عمل جراحی نیز از طرف وزارت بهداشت مالزی تعیین می گردد  و پزشکان نرخ گذار نیستند ولی در مقایسه با ژاپن، سنگاپور، اروپا و امریکا هزینه عمل جراحی در این کشور پایین تر است و به همین علت حدود چهل درصد از بیمارانی که در مالزی تحت عمل جراحی قرار می گیرند خارجی هستند و در پاسخ به قسمت دوم سوال بایدگفت بدیهی است زمانی که با مغز انسان سر وکار دارید جراحی از حساسیت بالایی برخوردار است و زمان جراحی  طولانی است و درحین عمل باید از تجهیزات مدرن بیمارستانی استفاده شود در نتیجه هزینه عمل جراحی بالاترمی رود . باید بگویم 27سال پیش که من به این کشورآمدم مالزی نیز مانند بقیه کشورهای جهان سوم بسیار ساده و معمولی بود ولی به مرور زمان و با رهبری و مدیریت درست دولتمردانش بخصوص دکتر ماهاتیر محمد توانست خودش را از همه لحاظ  و بگونه ای مثبت به جهانیان نشان دهد بطوری که این کشور در حال حاضر فعالیت های اقتصادی گسترده ای در سطح جهان دارد و در منطقه  جزو کشورهای فعال اقتصادی محسوب می شود

 وضعیت بیمه های درمانی درمالزی به چه صورت است و آیا دولت در زمانی که بیماران هیچگونه پوشش بیمه ای نداشته باشند در زمینه هزینه درمان به مردم  کمکی می کند؟

بطورکلی بیمه های درمانی در مالزی مثل بسیاری کشورهای دیگر خصوصی است و دارای درجات مختلفی می باشد و به همه افراد حتی آنها که مالزیایی نیستند و برای مدتی دراین کشور اقامت دارند توصیه می شود متناسب با شرایط شان بیمه ای را خریداری نمایند و از طرفی معمولا دولت نیز شرکتها و ادارات وکارخانجات را موظف به بیمه کردن کارمندان وکارگران خود می کند، با این وجود تمام بیمارستان های عمومی و دولتی برای مالزیایی ها تقریبا”رایگان است .

 آیا فکر می کنید گذشت زمان تاثیری بر توان جسمی شما داشته است یا آنکه هنوز هم با تبحر و اعتماد بنفس جراحی می کنید؟

به اعتقاد شخصی من سلامت و توان جسمی افراد به میزان مراقبت و رعایت اصول سلامتی باز می گردد نه به شناسنامه. به جرات می توانم بگویم در این سن و با تجربه 28 ساله درکارم در جراحی مغز و اعصاب هیچگونه مشکلی ندارم و اگر عملی امکان پذیر باشد شخصا آنرا انجام می دهم و بطورکلی در بخش خصوصی محدودیت سنی برای جراح وجود ندارد کما اینکه بعضی ازجراحان بنام دنیا که مسن ترازمن هم هستند هنوز با مهارت تمام در صورت نیاز به جراحی می پردازند.

 از آنجایی که در حال حاضر شما مجربترین جراح مغز و اعصاب در مالزی هستید روابط تخصصی خود را با دیگر جراحان در چه سطحی می بینید؟

البته بایدگفت همه این جراحان خوب و متبحرند ولی با توجه به اینکه  تجربه عملی وکاری بسیار دخیل در تبحر است بالطبع کسی که مسن تر و با تجربه تراست قدری متبحرتر از بقیه می شود. من با جراحان دیگر روابط بسیارخوبی دارم و در برخی موارد از من مشاوره و  نظرمی گیرند و شایدآنها معتقدند من در این کشور باتجربه تر و متبحرتر از بقیه هستم.

جناب دکتر درطی سالها طبابت و جراحی در این کشور تاکنون چه شخصیت های سیاسی در جامعه مالزی تحت درمان شما بوده اند؟

مدتها پیش برادر نخست وزیر سوم مالزی “حسین آن” آنوریسم مغزی داشت که ایشان را جراحی کردم و به همین خاطرتقدیرنامه ای هم از نخست وزیر دریافت نمودم و همچنین منشی تونکو عبدالرحمان اولین نخست وزیر مالزی را نیز تحت عمل جراحی قرار داده ام و ایشان جهت قدردانی رسما”مرا به منزلشان دعوت کردند. چند هفته ای نیز” کار پال سینک” وکیل انور ابراهیم و از شخصیت های معروف مالزی که بر اثر تصادف با ماشین از ناحیه گردن آسیب دیده بود در بیمارستان بستری و تحت مراقبت من بود . در زمان نخست وزیری آقای “عبدالله بداوی” همسر رییس پلیس وقت را جراحی نمودم  همچنین در سال 2001 دکتر ماهاتیرمحمد از من دعوت کردندکه از وضعیت جسمانی آقای انور ابراهیم که در زندان بسرمی برد گزارشی به ایشان ارایه دهم،گویا آقای انورابراهیم از دیسک کمر رنج می برد و اصرار داشت که برای عمل جراحی به خارج از کشور فرستاده شود ولی طی دوبار معاینه ای که از ایشان کردم تشخیص دادم که میتوان عمل را در مالزی انجام داد و گزارش را به آقای ماهاتیر اعلام کردم که در آنزمان این گزارش به علت آنکه آقای انورابراهیم از چهره های سیاسی است خیلی سروصدا کرد و تا مدتی تیتر جراید و روزنامه ها بود.

 آقای دکتر با توجه به اینکه کاظم اسم کوچک شماست چرا به دکتر کاظم معروف شده اید؟ 

چون تلفظ نام خانوادگی ام برای مردم مالزی و شاید خارجی ها کمی دشوار است ازهمین رو معروفم به دکترکاظم که تلفظش راحت تر است .

با توجه به سالها زندگی دراین کشور و مشاهده روندتوسعه آن آینده کشور مالزی را چطور می بینید؟

سوال بسیارخوبی است و درجواب باید بگویم 27سال پیش که من به این کشورآمدم مالزی نیز مانند بقیه کشورهای جهان سوم بسیار ساده و معمولی بود ولی به مرور زمان و با رهبری و مدیریت درست دولتمردانش بخصوص دکتر ماهاتیر محمد توانست خودش را از همه لحاظ  و بگونه ای مثبت به جهانیان نشان دهد بطوری که این کشور در حال حاضر فعالیت های اقتصادی گسترده ای در سطح جهان دارد و در منطقه  جزو کشورهای فعال اقتصادی محسوب می شود و می دانید به عقیده کارشناسان و تحلیل گران کانون رشد اقتصادی از غرب به سمت شرق آسیا در حرکت است و با روندکنونی من شخصا معتقدم که مالزی آینده وچشم انداز بسیار خوب و روشنی دارد.

 با توجه به اینکه مردم معتقدند همیشه در پایتخت امکانات بیشتری وجود دارد چرا شما  پینانگ را برای زندگی انتخاب کردید؟ 

شاید شهرهای بسیار بزرگ و پایتخت ها امکانات بیشتری داشته باشند ولی همیشه امکانات بیشتر تضمین کننده آرامش بیشترنیست .پینا نگ در مقایسه با کوالالامپور بسیار خلوت تر و آرامتر است و به نظر من و خانواده ام زندگی در اینجا راحت تر است.

آقای دکتردرصورت امکان برای خوانندگان مجله توریست کمی راجع به خانواده تان صحبت کنید؟   

آشنایی من با همسرم به  دوران دانشجویی من در دانشگاه تبریز باز می گردد آن زمان ایشان دانشجوی رشته کتابداری بودند و ما در سال 1350 درشهر تبریز ازدواج کردیم و دارای سه فرزند (دو پسر و یک دختر)هستیم. پسر اولم مهندس مکانیک است و در کارخانه موتورولای پینانگ مشغول به کار است، دخترم پزشک است و مشغول گرفتن تخصص در دانشگاه سیدنی استرالیا است و پسر دیگرم استاد موسیقی در دانشگاه سیدنی است و باید بگویم همسرم نقش بزرگی در تربیت، شکل گیری و موفقیت فرزندانم داشته است و بابت سالها همراهی و همیاری و عشق به خانواده از ایشان سپاسگزارم .

 

شاید از دیدگاه عموم یک پزشک متخصص و جراح مغز باید فرد پرمشغله ای باشد آیا شما اوقات فراغتی برای خود قایل می شوید؟ و اصولا دوست دارید اوقات فراغت خود را چگونه سپری کنید؟

مسلما هرفردی در هر سطح تخصصی که باشد نیازمند استراحت کافی و فراغتی است تا به علایق شخصی اش هم بپردازد و کسب انرژی کند. اوقات فراغت را معمولا به ورزش می پردازم و ورزش مورد علاقه ام تنیس است، چند وقتی است گلف هم بازی می کنم وجالب است بدانید فیلم و  سریال های ایرانی را همیشه از طریق اینترنت دنبال می کنم. عاشق موسیقی اصیل ایرانیم وگاهی اوقات موسیقی کلاسیک هم گوش می کنم و به گل وگیاه و باغبانی هم علاقه مندم.

با توجه به سالها تحصیل و کار و بیماران متفاوتی که ویزیت کرده اید خوش آیندترین خاطره تان در این دوران چیست؟

در دورانی که دانشجوی پزشکی در بیمارستان شاپور شهر تبریز و انترن بخش زایمان  بودم یک شب  برق بطور ناگهانی قطع شد و تمام بیمارستان در تاریکی فرو رفت،  به آهستگی به طرف حیاط می رفتم که ناگهان در پای پله احساس کردم خانمی نشسته و به آرامی ناله می کند و به زبان آذری می گوید”بچه ام آمد بچه ام آمد” او درحال وضع حمل بود، در تاریکی و همانجا مجبور شدم بچه را به دنیا بیاورم و خوشبختانه این کار را با وجود تاریکی بخوبی و سلامتی انجام دادم که یکی از خاطرات خوش و به یاد ماندنی دوران طبابتم می باشد. البته برحسب شغل و تخصصم خاطرات ناخوشایند هم زیاد دارم اما سعی می کنم آنها را فراموش کنم.

 آیا شما ازتعداد ایرانیانی که در پینانگ سکونت دارند اطلاعی دارید و آیا این شهر برای زندگی بلند مدت از تنوع وکیفیت بالایی برخوردار است؟

در رابطه با ایرانیان مقیم پینانگ تا آنجا که اطلاع دارم  حدود 400 دانشجوی ایرانی در دانشگاه “یو اس ام” پینانگ مشغول به تحصیل اند و تعداد کمی هم خانواده ایرانی در اینجا زندگی می کنند ولی در رابطه با سطح وکیفیت زندگی در این شهر باید خاطر نشان کنم که پینانگ یک جزیره  توریستی زیباست  که لقب”مروارید شرق آسیا” را گرفته است و بالطبع منطقه گران قیمتی است حتی در مواردی ارزش املاک در اینجا گران تر ازکوالالامپوراست.

از مفهوم میهن و میهن پرستی از نگاه دکتر کاظم برایمان بگویید وآرزوهایش در زند گی؟

به نظر بنده هر کس در هر جای دنیا که باشد نمی تواند اصالت و زادگاهش را تغییر دهد یا فراموش کند شاید باورش سخت باشد ولی درتمام 36 سالی که از وطن دور بوده ام  حتی یک روز هم نشده که بیاد ایران نباشم و مرتبا سعی کرده ام با سفر به ایران ارتباطم با کشورم و هموطنانم  را حفظ کنم و همیشه آرزویم سربلندی فرزندان ایران است وموفقیتشان در تمام عرصه های زندگی در هرکجای دنیا که هستند.

ضمن سپاس مجدد از حضورتان درمصاحبه به عنوان آخرین سوال پیام شما برای خوانندگان و ایرانیان مقیم مالزی چیست؟

همانطور که دکتر عبادی در مصاحبه شان در چند شماره قبل مجله فرموده بودند: زمانی فقط استاد و دانشجوی ایرانی مقیم مالزی بودند ولی حالا از هر قشر و طبقه ای ایرانی وارد این کشور شده است. نصیحت من به ایرانیان مقیم مالزی جمله ای  کوتاه است: مقام و منزلت والای ایران و ایرانی را با حسن رفتار، گفتار وکردارتان در این کشور حفظ  نمایید.

گزارش و عکس  : مهرداد الوندی مهر

منبع: توریست آنلاین

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

عزت پایدار, برای مردی که به بازیگری آبرو داد

بیا تو مالزی - انتظامی بازیگری با هوش و با شخصیت بود هنرمندی صاحب سلیقه …

3 دیدگاه

  1. درود فراوان بر دکتر کاظم .مایه فخر و مباهات جامعه ایرانی هستند.

  2. be onvane ye irani be vojudetun eftekhar mikonam.

  3. محمدرضا از ایران

    ایرانیهای صاحب نام و افتخار آفرین در دنیا کم نیستند امیدوارم خدا همه را حفظ کند تا همچنان افتخار بیافرینند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب