سه شنبه , 29 مهر 1399
خانه / اخبار ایران / مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

بیا تو مالزی -

جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات متهم به جنایت حادثه‌ی سعادت‌آباد از سوی قضات شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای این محاكمه كه ساعت 9 و 47 دقیقه صبح یك‌شنبه در تالار اجتماعات مجتمع امام خمینی (ره) با حضور جمعی از اصحاب رسانه، اساتید دانشگاه و دانشجویان برگزار شد، قاضی “ذبیح‌زاده” نماینده‌ی دادستان كیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران را قرائت كرد و سپس شاكیان در جایگاه حاضر شدند.

اظهارات اولیاء دم

طبق قرائت كیفرخواست از سوی نماینده‌ی دادستان، پدر و مادر مقتول در جایگاه حضور یافتند و مادر مقتول اظهار كرد: من برای قاتل فرزندم تقاضای قصاص در ملاعام را دارم و خواستار مجازات زنی هستم كه تمام این حوادث را به عهده او می‌دانم زیرا قاتل با تحریكات این زن در حالی اقدام به قتل فرزند من كرده كه اصلا او را ندیده و نمی‌شناخته است.

وی ادامه داد: پسرم می‌گفت این زن به او دست خواهری داده و از او خواسته كه در دفتر مشاوره املاك به عنوان شریك همكاری كند . آشنایی آنها از اوایل مهر بوده و پسر من در جریان رابطه سعیده و مهدی نبوده است. پسر من زن داشت و مدت‌ها در انگلستان زندگی می‌كرد. حدود یك هفته قبل از این حادثه از همسرش جدا شد.

پدر مقتول نیز خطاب به دادگاه گفت: تقاضای من اشد مجازات متهمان است. با اینكه بچه من دیگر زنده نمی‌شود اما شاید با قصاص قاتل و مجازات متهم دیگر جامعه آگاه شود. در این حادثه بیشتر از همه مردم حاضر در صحنه جرم و پلیس دل ما را شكستند.

دفاعیات متهم ردیف اول

متهم پس از حضور در جایگاه خود را معرفی كرد و در پاسخ به این سوال قاضی كه آیا سابقه كیفری داری؟ گفت: سر مسایل مالی و حساب و كتاب‌هایی كه با سعیده داشتم او را با مشت و لگد زدم و به خاطر همان به زندان افتادم.

در ادامه، رییس دادگاه در مقام تفهیم اتهام به متهم گفت: حسب كیفرخواست صادره شما متهم به قتل عمدی محمدرضا، اخلال در نظم و امنیت عمومی و قدرت‌نمایی با چاقو هستید. آیا اتهامات را قبول دارید؟

یعقوب در پاسخ به قاضی اظهار كرد: قتل را من انجام دادم یعنی ضربه زدم اما قصدم كشتن نبود. در مورد سایر اتهامات باید بگویم كه من در آن لحظه هیچ كس را نمی‌دیدم. بارها گفته‌اند كه چهار مامور بالای سر من بوده‌اند و من یكی از آنها را زده‌ام سوال من این است كه اگر من یكی از چهار مامور را زده‌ام سه مامور دیگر چرا كاری انجام نداده‌اند؟

وی در مورد وقوع حادثه و انگیزه خود خطاب به هیات قضایی اظهار كرد: شش ماه در زندان بودم و در این مدت با سعیده تماس داشتم. 15 روز مانده به پایان محكومیتم از او خواستم كه رضایت بدهد اما گفت می‌خواهم ادبت كنم.

یعقوب ادامه داد:10 روز پیش از آزادی در تماسی كه با هم داشتیم مدعی شد كه یك پسر جوان به دفتر آمده و مزاحم او شده است، من به او گفتم حتما خودت مقصر هستی اما او گفت این پسر مزاحم من است و هر كاری می‌كنم دست بردار نیست.

وی گفت: وقتی از زندان آزاد شده‌ام به خانه خواهرم در كرج رفتم و در طول چند روز با سعیده به صورت تلفنی تماس داشتم. یك روز به طرف دفتر رفتم و دیدم كه سعیده با چند مشتری مشغول صحبت است همان روز یكی از مشاورها به نام “یوسف” به من گفت كه خودت را به خاطر سعیده بدبخت نكن.

این متهم با بیان اینكه سعیده مدام با حرف‌هایش من را آزار می داد، گفت: بعد از چند روز با یزدان تماس گرفتم و با او شروع به صحبت كردم. او منكر همه چیز بود ولی من از او می‌خواستم كه پایش را از زندگی‌ام بیرون بكشد. صحبت‌های ما ادامه داشت تا اینكه روزهای آخر به راحتی حرف‌های ركیكی زد و نهایتا گفت كه با سعیده رابطه جنسی برقرار كرده است. آن لحظه حالت جنون پیدا كردم چون واقعا سعیده را دوست داشتم.

یعقوب با اشاره به روز حادثه اظهار كرد: شب قبل از اتفاق، سعیده تماس گرفت و به من گفت كه یزدان صبح زود به دفتر می‌رود. من چاقو را برداشتم و به سمت دفتر رفتم. چند روز قبل یزدان من را تهدید كرده بود كه اگر جلوی دفتر بروم من را می‌كشد، من به یزدان زنگ زدم و گفتم اشتباه می‌كنی. بعد برای دفاع از خودم چاقو برداشتم چون یك بار سعیده گفت كه یزدان با دوستانش جلوی دفتر آمده تا من را بزند.

وی ادامه داد: من شیشه مصرف كرده بودم و تا صبح حالت جنون داشتم وقتی نزدیك دفتر رسیدم دیدم یكی از مشاورها داخل سوپرماركت است. وارد سوپر ماركت شدم و با او سلام و احوال‌پرسی كردم. بعد به سمت انتهای خیابان یكم رفتم و آژانس گرفتم تا بروم وقتی به سمت دفتر، برگشتم دیدم فردی جلوی دفتر ایستاده و متوجه شدم كه او همان یزدان است، حدود چند قدمی او وقتی اسمش را پرسیدم یك اسپری از جیبش درآورد و آن را روی صورتم خالی كرد آن لحظه من كسی جز خودم را نمی‌دیدم و هر چقدر فكر می‌كنم یادم نمی‌آید چگونه ضربه‌ی اول را به او زدم.

قاضی خطاب به متهم گفت: تو به گونه‌ای رفتار می‌كردی كه انگار سعیده را همسر خود می‌دانستی در حالی كه رابطه‌ی شما كاملا غیر رسمی بوده است، این موضوع را چگونه توجیه می‌كنی؟

یعقوب در پاسخ به رئیس دادگاه گفت: من و سعیده با هم دوست بودیم، پس از گذشت حدود یك سال به یك شماره تلفن در موبایل او شك كردم و بعد از چند روز متوجه شدم كه او شوهر دارد. پس از مدتی فهمیدم كه یك دختر 9 ساله هم دارد، به سعیده گفتم تا زمانی كه از همسرت جدا نشوی با تو رابطه‌ای نخواهم داشت و به همین دلیل او از همسرش طلاق گرفت.

وی با بیان این كه سعیده مدام به من القاء می‌كرد كه نمی‌خواهم با او ازدواج كنم، ادامه داد: ما حدود 4 سال قبل در جریان كار معاملات مسكن با هم آشنا شدیم. او مشاور سرشناس و قهاری بود ، یك روز به دفتر او رفتم و از همان روز رابطه‌ی ما آغاز شد، من چون معمولا خوش‌لباس بودم سعیده می‌گفت كه آدم باشخصیتی هستی، پس از گذشت مدتی دیگر با هم راحت شده بودیم و رابطه‌ی كاملی داشتیم.

این متهم گفت: هر وقت بحث ازدواج را مطرح می‌كردم او امروز و فردا می‌كرد، قرار بود مهرماه با هم ازدواج كنیم اما مرا به زندان انداخت.

یعقوب در پاسخ به سوال قاضی مبنی بر تحریك وی توسط سعیده به قتل یزدان اظهار كرد: او از من نخواست كه یزدان را به قتل برسانم بلكه فقط خواست كه او را بزنم از او پرسیدم اگر یزدان كشته شود، چكار كنیم؟ او گفت 45 میلیون دیه‌اش را می‌دهم و بعد از گذشت 6 ماه از خانواده‌اش رضایت می‌گیریم.

وی گفت: من زیر تیغ هستم و از هیچ چیز نمی‌ترسم می‌دانم اشتباه كردم اما سعیده من را تحریك می‌كرد به من می‌گفت تو بی‌غیرتی و من با هر حرف او خود به خود تحریك می‌شدم. سعیده به من گفت كه یزدان فردا به دفتر می‌رود وگرنه من اصلا خبرنداشتم و او را هم نمی‌شناختم.

یعقوب اضافه كرد: اگر به سعیده دلبستگی نداشتم مرتكب این قتل نمی‌شدم اگر چه او زن بسیار دروغگویی است همه به من می‌گفتند كه او خطرناك است اما باور نمی‌كردم امروز می‌فهم كه چقدر اشتباه كرده‌ام.

عزیزمحمدی با اشاره به فیلم منتشر شده از این حادثه تصریح كرد:‌ صحنه‌ای كه دیدم در طول 40 سال سابقه‌ی قضایی برای اولین بار مشاهده می‌كردم. انگیزه تو از ایجاد چنین صحنه‌ای چه بود؟ متهم در پاسخ به وی گفت: برای من هم جالب بود اما واقعا حالت جنون داشتم.

قاضی اظهار كرد: كسی كه جنون پیدا می‌كند خودش متوجه این مطلب نیست به نحوی كه هر دیوانه‌ای دیگران را دیوانه می‌داند پس بحث جنون بی‌تاثیر است زیرا رفتار شما در صحنه و پیش از آن موید آن است كه با سبق تصمیم اقدام به جنایت كرده‌ای. آنچه تو آن را جنون می‌دانی در واقع همان خشم و عصبانیت است كه با وارد آوردن هر ضربه تشدید می‌شود.

پخش فیلم و گریه متهم!

در ادامه‌ی جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات متهم حادثه‌ی سعادت آباد فیلم منتشر شده از این جنایت در دادگاه پخش شد كه در هنگام پخش فیلم مادر مقتول به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و به همین دلیل به بیرون از دادگاه راهنمایی شد. وی حین خروج از صحن دادگاه در حالی كه به شدت گریه می‌كرد، مدعی بود كه پلیس در این صحنه تنها ایستاده و مرگ فرزند او را تماشا كرده است. متهم نیز حین پخش فیلم تحت تاثیر قرار گرفت و شروع به گریه كرد.

قاضی نورالله عزیز محمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران پس از پخش فیلم اظهار كرد: باید دید كه این فیلم در جامعه‌ی اسلامی ما و مردم چه اثری داشته است، امیدواریم هیچ‌گاه شاهد چنین صحنه‌هایی در جامعه نباشیم.

وی خطاب به متهم گفت: شما بارها در صحنه‌ی جرم بحث دفاع از ناموس خود را مطرح كرده‌اید در حالی كه رابطه‌ی شما غیر شرعی بوده است به نظر می‌رسد كه قصد داشتید با طرح این موضوع اذهان مردم را به این سمت ببرید تا دخالتی نكنند و مقتول را به بیمارستان انتقال ندهند زیرا به هر حال مردم ما روی مسائل ناموسی متعصب هستند و ممكن است اگر كسی با انگیزه‌های ناموسی حتی مرتكب جرمی شود به او كمك هم بكنند.

در این هنگام متهم در پاسخ به اظهارات قاضی سكوت كرد. وی در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر عدم جنون گفت: من از خودم دفاعی نمی‌كنم و برای من داستان درست كرده‌اند. همه یكطرفه قضاوت كرده‌اند.

یعقوب در مورد نقش سعیده در این حادثه اظهار كرد: من ابتدا حرفی از سعیده به میان نیاوردم و در مرحله‌ی بازپرسی نیز چیزی نگفتم اما حالا می‌بینم چرا دو جوان نابود شوند اما این زن به دنبال زندگی خود برود بنابراین باید واقعیت را بگویم. او به من گفت كه یزدان صبح به دفتر می‌رود وگرنه من هیچ اطلاعی از رفتن او نداشتم. اگر او این مطلب را نمی‌گفت اصلا به صحنه‌ی حادثه نمی‌رفتم.

این متهم اضافه كرد: نمی‌دانم سعیده دنبال چه چیزی بود. البته من هم احمق بودم. از 10 هزار دختر یكی مانند او پیدا می‌شود او همه را جادو می‌كرد. ای كاش به جای كشتن یزدان گردن سعیده را می‌زدم.

یعقوب پس از بیان این اظهارات دچار بی‌حالی شد كه قاضی به او اجازه داد چند دقیقه روی صندلی استراحت كند و سپس به ادامه‌ی اظهارات خود پرداخت.

دفاعیات وكلای متهم ردیف اول

در ادامه‌ی جلسه رسیدگی به پرونده‌ی قتل در میدان كاج، قاضی عزیزمحمدی از وكلای متهم ردیف اول درخواست كرد از موكل خود دفاع كنند.

به گزارش ایسنا، محمودرضا فروهی، یكی از وكلای مدافع متهم ردیف اول در دفاعیات خود عنوان كرد: با توجه به نبود وقت كافی برای مطالعه پرونده و فضای ژورنالیستی حاكم بر پرونده تقاضا دارم جهت دفاع از متهم وقت مناسبی در اختیار وكلا قرار گذاشته شود.

وی با بیان اینكه پرونده را هنوز به طور كامل مطالعه نكرده است گفت: با توجه به سیاست بازپرس پرونده از حضور وكیل در مراحل تحقیق خودداری شده است به همین دلیل درخواست دارم وقت مناسبی برای بررسی پرونده در نظر گرفته شود.

وی ادامه داد: با توجه به وضعیت خاص متهم، اجمال بودن نظریه پزشكی قانونی كه در 9 آبان 89 اعلام كرده متهم فعلا از نظر روانی مشكلی ندارد باید توجه داشت آنچه در مسائل كیفری مهم است وضعیت روانی متهم در حین وقوع جرم است. آیا متهم در حین ارتكاب جرم از سلامت روانی برخوردار بوده یا خیر؟

وكیل متهم ردیف اول با بیان اینكه به دلیل تلفیق آموزه‌های تئوری و عملی در این پرونده راغب بوده است كه وكالت آن را بر عهده بگیرد، گفت: در تئوری اشاره می‌كنیم مجنی‌علیه در ارتكاب جرم دخالت دارد. باید دید نقش مجنی علیه در ارتكاب این حادثه چه بوده؟ صرف‌نظر از دخالتی كه اطرافیان در تشدید حادثه داشته‌اند.

قاضی عزیزمحمدی از وكیل درخواست كرد منظور خود را از جمله آخر روشن‌تر بیان كند كه وكیل توضیح داد: از نظر اخلاقی شما خود فرمودید كه این پرونده از این باب رسیدگی می‌شود كه عبرتی برای دیگران باشد، همچنین علی‌رغم نص قانون خودداری از كمك به مصدومان حادثه از سوی شاهدان و ناظران نیز مطرح است.

وی با بیان اینكه مقام مسوولیت افراد می‌تواند متعدد باشد، افزود: در رابطه با خود قتل تعریف خاص داریم ولی آنچه اكنون عرض می‌كنم بحث كلی آن است.

وی خاطرنشان كرد: پرونده حدود 300 صفحه است و من بیشتر از 40 صفحه را نتوانستم مطالعه كنم زیرا پرونده امروز در اختیارم قرار گرفت.

وكیل مدافع متهم ردیف اول در ادامه با اشاره به جمله‌ای از عزیزمحمدی در حین دادرسی گفت: به ما گفته‌اند در حین دادرسی قضات نظر خود را اعلام نمی‌كنند بلكه پس از اخذ آخرین دفاع و اعلام ختم دادرسی نظر خود را اعلام می‌كنند اما شما در صحبت‌هایتان خطاب به متهم اعلام كردید كه در رابطه با تو(متهم) حكم مشخص است در حالی كه این اولین جلسه رسیدگی است و پرونده به طور كامل مورد رسیدگی قرار نگرفته و آخرین دفاع گرفته نشده است.

قاضی عزیزمحمدی در پاسخ به این اظهارات متهم گفت: من با توجه به اینكه متهم خود اذعان كرد كه باید قصاص شوم، گفتم شما كه اقرار دارید ما دیگر سوالی از شما نمی‌كنیم بلكه ما در رابطه با اتهام این خانم ( متهم ردیف دوم) از شما سوال می‌كنیم.

وكیل متهم ردیف اول در آخرین دفاعیات خود عنوان كرد: با توجه به اینكه كل پرونده نبود وقت كافی مطالعه نشده فعلا دفاعی ندارم در لایحه تكمیلی پس از مطالعه پرونده و صحبت با متهم دفاعیات خود را كامل می‌كنم.

در ادامه جلسه، “معصومه جودكی” دیگر وكیل متهم ردیف اول در دفاعیات خود گفت: آنچه كه موكل صریحا اقرار كرده است آن است كه مجنی علیه را با ضربه چاقو زده‌ام اما اینكه نوعا این عمل منجر به قتل شده یا نه جای بررسی دارد.

وی افزود: ضرباتی كه متهم وارد كرده 4 ضربه سطحی بوده است و به نظر می‌رسد مقتول به علت خونریزی فوت كرده نه با ضربات چاقو و آنچه قابل بررسی است این است كه آیا عمل موكل به نوعی بوده كه مجنی علیه را به بیمارستان منتقل كند یا خیر.

وی ادامه داد: مجنی علیه به علت خونریزی فوت كرده و عمل موكل به نوعی نبوده كه دست و پای نیروی انتظامی و دیگران بسته شود. در واقع ما معتقدیم عمل موكل ایراد ضرب با چاقو است نه قتل.

جودكی در ادامه دفاعیات خود گفت: موكل به لحاظ حقوقی اطلاعات كاملی ندارد و این جلسه در واقع برای این است كه زوایای مختلف پرونده روشن شود و آنچه مردم از قتل در ذهن‌شان است با تعریف قانونی آن تفاوت دارد.

قاضی عزیزمحمدی با اشاره به اینكه وكیل بیان كرده بود نظریه پزشكی قانونی اجمال دارد عنوان كرد: پزشكی قانونی گفته است علت فوت اصابت جسم تیز و برنده است آیا این نظر اجمال دارد؟

وكیل مدافع پاسخ داد: به نظر ما این نظر اجمال دارد ما حق اعتراض به نظر پزشكی قانونی را داریم . صرف اینكه یك جسم نوك تیز به بدن كسی اصابت می‌كند منجر به قتل نمی شود بلكه این خونریزی است كه باعث مرگ مقتول شده است. ما درخواست داریم كه موكل از نظر سلامت روان هم مورد بررسی قرار گیرد.

قاضی عزیزمحمدی گفت: از نظر پزشكی قانونی ریتین (دو ریه) پس با هر كدام باید یك جراحت وارد شده باشد در این زمینه چه می‌گویید ایا این ضربات سطحی بوده؟

وكیل متهم ردیف اول عنوان كرد: همچنان كه در فیلم مشاهده كردیم مجنی علیه در حین ضربه از قسمت كمر بلند می‌شود و حرف می‌زند و این اتفاق 45 دقیقه طول می‌كشد آیا ضربه‌ای كه ریتین را پاره‌ای می‌كند نوعا كشنده است؟

وكیل مدافع در پاسخ به این سوال قاضی كه آیا ضربه‌ای به ریتین وارد می شود سطحی است گفت: من در این زمینه تخصص ندارم ولی درخواست بررسی دارم. از شما می‌خواهم این موضوع بررسی شود كه آیا همه این ضربات و ضربه ای كه به ریه وارد شده است نوعا كشنده بوده یا خیر.

وی افزود: مجنی علیه حتی بعد از زخمی شدن از قسمت كمر بلند می‌شود و صحبت می‌كند به این ترتیب حتی خود موكل هم باورش نمی‌شده كه این فرد كشته شود.نیروی انتظامی در دو قدمی مصدوم قرار دارد و موكل من هشت متر آن طرف‌تر ایستاده باید قصد و عناصر مجرمانه فعل هم بررسی شود.

جودكی در پاسخ به این سوال عزیزمحمدی كه شما به نبود كدام عنصر فعل در این قتل تاكید دارید، گفت: ما در قصد مجرمانه موكل تردید داریم و باید بررسی شود كه فعل مجرمانه مصادیق را دارد یا خیر.

توضیح نماینده دادستان

نماینده دادستان پس از صحبت‌های وكیل مدافع عنوان كرد: وكلا به جای دفاع از متهم به مسائل جانبی پرداخته اند. وكیل ایشان می‌فرماید متهم قصد كشتن نداشته در حالی كه خود متهم چنانچه در فیلم مشاهده كردیم بارها در صحنه جرم تكرار می‌كند”من به شما گفته بودم می‌كشمت”

وكیل مدافع ردیف اول در پاسخ به ایراد نماینده دادستان گفت: به هر حال چنین حرفی را هم مقتول به موكل گفته بود و هم موكل به او. ولی قصد واقعی مهم است. قانون اراده باطنی را مصداق قصد مجرمانه می‌داند.

نماینده دادستان همچنین عنوان كرد: اینكه وكیل مدافع می‌گوید پزشكی قانونی صراحتا نظر نداده كه ضربات موجب فوت مقتول شده است یا خونریزی، پزشكی قانونی صراحتا این موضوع را بیان كرده است كه جسم نوك‌تیز به اندازه‌ای قوی بوده كه كاملا كشنده محسوب می شده است.

اظهارات “سعیده” متهم ردیف دوم

پس از وقت تنفس جلسه رسیدگی به پرونده قتل در میدان كاج با حضور پنج قاضی رسیدگی كننده (عزیزمحمدی، واعظی، محمدی، سری و آروین ) ادامه یافت.

به گزارش ایسنا، قاضی عزیزمحمدی، “سعیده” متهم ردیف دوم را به جایگاه فراخواند و از وی درباره شراكت با “یزدان” و سابقه محكومیتش پرسید كه وی پاسخ منفی داد.

سعیده با بیان اینكه از 20 بهمن 87 مطلقه است، گفت: یك دختر دارم كه متولد یك آذر77 است.

قاضی عزیزمحمدی به تفهیم اتهام معاونت در قتل “محمدرضا” پرداخت و از سعیده پرسید آیا این اتهام را قبول داری؟ كه وی پاسخ داد، خیر قبول ندارم.

سعیده درباره جزییات رابطه‌اش با یعقوب توضیح داد: اولین بار كه وی وارد دفتر شد دنبال مغازه‌ای برای خرید می‌گشت كه اواخر اردیبهشت 87 بود من دنبال مغازه‌ای برای ایشان بودم به مدیر املاك‌مان زنگ زد. مالك آنجا گفت یك مغازه كوچك پیدا كرده‌ام كه شما آن را بخرید چند بار به دفترشان زنگ زدم اما نبودند. یعقوب به جای مسوول آنجا چند بار به تلفن جواب داد و من شماره‌ام را گذاشتم تا به من زنگ بزنند. بعد از آن چند بار صحبت كردیم و یك بار برای صحبت حضوری آمد كه در آن جلسه از همه چیز صحبت كردیم.

قاضی پرسید آیا متهم از همان زمان شیشه مصرف می كرد؟ سعیده پاسخ داد: از همان زمان مصرف می كرد. یعقوب از همان هفته اول یك سیلی به صورت من زد و شاهد هم دارم كه این افراد با او صحبت كردند و او عذرخواهی كرد از همان هفته اول متهم مرا كتك می‌زد. او دو سال است كه وارد زندگی من شده و خودش می‌داند كه چه كارهایی كرده است.

قاضی عزیزمحمدی پرسید علت طلاق شما از همسر قبلی‌تان چه بود؟ متهم ردیف دوم پاسخ داد: همسر من زن باز بود . شبها خانه نمی‌آمد او شیشه می‌كشید.

وی ادامه داد: یعقوب یك‌بار انگشت دوم دست راست مرا شكست من آن موقع ماشین داشتم و ماشینم را به همسرم داده بود تا صبح مرا برساند و شب هم به دنبال من بیاید. چون وحشت كرده بودم یك بار دیدم همسرم دیر كرده آمدم بیرون دیدم یعقوب ایستاده او مدام توهم می‌زد و جلوی دیگران می‌گفت من با او دوست هستم و یك ساعت طول می‌كشید تا من مردم را توجیه كنم كه با او رابطه‌ای ندارم. من به همسرم بعد از این ماجرا گفتم كه من خودم زحمت می كشم و از خودم دفاع می‌كنم. یعقوب حتی مرا تهدید به قتل می‌كند اما تو مرا مورد حمایت قرار نمی‌دهی پس باید مرا طلاق بدهی.

قاضی عزیزمحمدی پرسید آیا به خاطر ازدواج با محمدرضا از او طلاق گرفتی كه سعیده پاسخ داد: خیر. من امنیت جانی نداشتم.

قاضی پرسید شما كه امنیت نداشتید و همان هفته اول به شما سیلی زده‌است چرا دو سال و شش ماه با او زندگی كردید؟ كه سعیده پاسخ داد: من با ایشان زندگی نكردم اولین درگیری ما بعد از سه ماه بود كه من به دفتر جدیدم رفته بودم و نگران این بودم كه یعقوب بیاید سراغ من و مرا كتك بزند كه آقای محترمی آنجا بود و چوب بزرگی آماده كرده بود تا از من دفاع كند و حتی بعد از درگیری با یعقوب ناخن انگشتش كنده شد. یعقوب بچه‌های دفتر و مرا كتك زد. ما به كلانتری شكایت كردیم و تیر 87 او را به زندان انداختیم.

قاضی عزیزمحمدی پرسید رابطه شما و یعقوب در چه حدی بوده كه سعیده پاسخ داد: ما مدام با هم درگیر بودیم، ایشان شیشه مصرف می‌كرد و به دیگران می‌گفت كه من با او دوست هستم.

قاضی عزیزمحمدی پرسید آیا رابطه زناشویی داشتید، سعیده پاسخ داد: ما هیچ رابطه‌ای با هم نداشتیم.

عزیزمحمدی در ادامه گفت: اما مشاوران دفترت به نوعی این موضوع را تایید كرده‌اند كه سعیده پاسخ داد یعقوب مواد مخدر مصرف می‌كرد به خاطر همین به بچه‌ها این حرف را می‌زد من می‌خواستم صلح و آرامش به وجود بیاورم دو سال تمام زجر كشیدم.

سعیده در پاسخ به این سوال عزیزمحمدی كه آیا متهم به خانه شما رفت و آمد داشت، گفت:‌ایشان یك بار به منزل ما آمد و هشت ضربه به شاهرگ گردنم وارد كرد و به من می‌گفت تو با شخصی قرار داری. من به او اصرار كردم كه این كار را نكند . آخرین بار به من گفت اگر تو را به من بدهند انگار دنیا را به من داده‌اند.

وی افزود: من هزار دفعه التماس كردم كه به شهرستان برگرد و از مادرش درخواست كردم كه با پرداخت دیه من او را از زندان بیرون نیاورد، چون می خواستم آرامش داشته باشم. حتی خود مادرش می‌گفت من می دانم پسرم مقصر است و به من می‌گفت تو جواب تلفنش را نده. من هم می‌گفتم حتی اگر من جواب تلفنش را ندهم او آدرس دفتر مرا می‌داند.

سعیده ادامه داد: خواهرم به من گفته بود وقتی او را می‌بینی برای اینكه تو را نكشد سعی كن با زبان بازی او آرام كنی یك بار هم همین كار را كردم و چاقوی تیز و برنده را از دستش گرفتم. بچه‌ها به 110 زنگ زدند اما من به او قول دادم كه اگر چاقو را به من بدهد او را تحویل مامور ندهم و او چاقو را به من داد. آخر شب دوباره دعوا شد كه او هم آسیب دید كه من او را به بیمارستان رساندم و تمام خسارتی كه وارد كرده بود پرداخت كردم.

قاضی عزیزمحمدی پرسید: یعقوب در مدت دو سال و نیم در دفتر شما چه نقشی داشت، سعیده پاسخ داد: هیچ نقشی نداشت. مدت كوتاهی او را مشاور كرده بودم و برخی از كارها را به او می‌سپردم كه از یك هفته تا ده روز بیشتر نبود.

قاضی پرسید، پس با چه توجیهی باز با شما ارتباط داشت؟ سعیده گفت: یعقوب به شهرستان می‌رفت و پول‌ها را خرج می‌كرد من در رعب و وحشت بودم و یكی از مشاوران هر شب مرا به خانه می‌رساند. سعیده درباره‌ی اخاذی‌هایی كه یعقوب از او می‌كرد، گفت: او به بهانه‌های مختلف طلب پول می‌كرد.

عزیز محمدی پرسید پس از گذشت 10 روزی كه در دفتر كار می‌كرد او را بیرون كردی یا اخراج كه سعید گفت: او را نه بیرون كردم نه اخراج.

سعیده با تكذیب اینكه یعقوب شریك او در دفتر بوده است، در پاسخ به این سوال عزیزمحمدی كه چرا به اخاذی ایشان در دو سال و نیم گذشته تمكین می‌كردی؟ گفت: من مدام از او شكایت می‌كردم تا به زندان برود و در آن مدت آرامش داشته باشم حتی پول پانسیونش را چندین بار پرداختم. او چون می‌دید من بی‌كس و كار هستم این كارها را می‌كرد.

قاضی پرسید، آخرین باری كه شش ماه زندان رفت چه كار كرد؟ سعیده توضیح داد: قبل از آن مرا با چاقو زده بود. دو بار مرا تهدید كرده بود یك بار به پلیس زنگ زدم و وقتی مامورها جلوی در آمدند سریع در را باز كردم و فرار كردم. آخرین بار با یك پراید پشت در خانه پنهان شده بود تا او را دیدم، گفت داخل ماشین بشین ادلكن را از داخل كیفم درآورد و به چشم من زد از چشمم خون می‌آمد. در نهایت راننده من و او را جلوی كلانتری پیاده كرد و تحویل داد. او هرچه خواست به كلانتری گفت مرا هم به پزشكی قانونی بردند و در بازپرسی گفتند تبرئه هستی.

سعیده ادامه داد: من به خانواده‌اش گفتم پسرتان آخر مرا می‌كشد و به خاطر من اعدام می‌شود. مادرش با بیرون آوردن او هم پسر خود را و هم مرا بدبخت كرد.

سعیده درباره چگونگی ورود یعقوب به زندگی خود، گفت: اواخر شهریور ایشان وارد دفتر من شد دو تن از مشاورانی كه قبلا مشاور او بودند وارد دفتر من شدند تا قراردادی ببندیم اما یعقوب مدارك كاملی نداشت فقط یك كارت ملی كپی شده آورده بود من هم به او گفتم كارت را تا زمانی كه پول را بیاورید پیش خودم نگه می‌دارم اما بعدا كارت را به او تحویل دادم.

عزیزمحمدی از متهم پرسید به جز موارد شكایت آیا به فكر این بودی كه او را از جلوی خود برداری؟ سعیده گفت: من از دادگاه و كلانتری می‌ترسیدم.

در ادامه اخذ دفاع از متهم ردیف دوم پرونده قاضی عزیزمحمدی پرسید: در پرونده منعكس شده كه وقتی زمزمه آزادی متهم در دفتر پخش شد، شما دنبال كسی بودید كه در مقابل او از شما حمایت كند. سعیده گفت: من این كار را نكردم قسم می خورم. همه از دست او وحشت داشتند و مشاوران دفترم به من خیلی كمك كردند.

عزیزمحمدی گفت: مشاوران شما شهادت داده‌اند كه شما محمدرضا را صرفا به خاطر اینكه جلوی یعقوب قد علم كند آوردید؟ چه مدت بعد از اینكه او با شما آشنا شد پیشنهاد ازدواج كرد؟ سعیده گفت: همان روزی كه رفتم خانه را ببینم زنگ زد و گفت مهر شما به دلم افتاده.

سعیده درباره نحوه‌ی ایجاد درگیری میان متهم و محمدرضا توضیح داد: یكشنبه یعقوب به من زنگ زد و پیشنهاد داد كه برای ناهار به فرحزاد برویم، گفت می خواهد عذرخواهی كند من قبول نمی‌كردم گفتم اگر كاری داری به دفتر بیا او هم به دفتر آمد اما مدام از خانمی كه یكی از مشاورانم بود می‌پرسید كه آیا من با كسی دوست شده‌ام؟ او به من گفت كه برای آوردن كیف و موبایلش به جایی می‌رود من هم از فرصت استفاده و فرار كردم.

وی ادامه داد: ‌یعقوب روز یكشنبه به دفتر من می‌رود و تمامی كامپیوترها را خرد می كند. شاید آبدارچی به او گفته باشد كه محمدرضا به من پیشنهاد ازدواج داده است البته مطمئن نیستم. از یك‌شنبه شب یعقوب با محمدرضا تماس گرفت و با هم تلفنی دعوا می‌كردند تا روز دوشنبه ظهر به من خبر دادند كه آن دو جلوی دفتر با هم قرار گذاشته‌اند. به محمدرضا زنگ زدم اما او گفت اسپری و شوكر دارد به او گفتم دعوای شما باعث می‌شود آبروی من در دفتر برود اما او گفت كه یعقوب به او فحش داده است.

سعیده ادامه داد: ساعت یك و نیم یعقوب به من زنگ زد من هم می‌خواستم او را سرگرم كنم تا سر قرار با محمدرضا نرود، یعقوب گفت خانه ندارم و هر شب دارم خانه دامادمان می‌خوابم به او گفتم من برایت یك خانه رهن كامل می‌كنم و تو بعد از یكسال پول ودیعه‌ام را برگردان به شرط آنكه دیگر سراغ من نیایی او هم قول داد. اما دوباره همان شب به محمدرضا زنگ زد و با هم دعوا كردند. در تاریخ 4 آبان 89 به دادسرا رفتم و به خاطر ایجاد مزاحمت و تخریب و تهدید به قتل از او شكایت كردم و بچه‌های دفتر هم قول داده بودند كه در تایید مزاحمت‌های او شهادت دهند اما كار به شنبه موكول شد و قبل از آن یعنی روز پنج‌شنبه این حادثه اتفاق افتاد.

سعیده گفت: من به یكی از ماموران كلانتری گفتم كه یعقوب مرا تهدید می‌كند آیا می‌شود قبل از اینكه او بیاید دستگیرش كنید او به من گفت تا زمانی كه او نیاید ما هیچ كاری نمی‌توانیم بكنیم. روز چهارشنبه 5 آبان محمدرضا به من زنگ زد و گفت: یعقوب با او تماس گرفته و سوال كرده كه آیا با این خانم! رابطه‌ای هم داشته یا نه؟ من هم برای اینكه دست از سر تو بردارد گفتم با هم رابطه داشته‌ایم. او به خاطر حرفی كه اصلا واقعیت نداشت این كار را كرد.

عزیزمحمدی پرسید: آیا شب واقعه كلید دفتر را شما به یزدان دادی؟ سعیده گفت: كلید دست آبدارچی دفتر بود. من كلید را به یزدان ندادم. كلید فقط حدود دو هفته دست یزدان بود.

سعیده شراكت با یزدان را نیز تكذیب كرد و در پاسخ به این سوال عزیزمحمدی كه گفته شده است شما قبل از این واقعه شیرینی پخش كرده‌اید و اعلام كردید كه یزدان با پرداخت 130 میلیون تومان با شما شریك شده است، گفت: خود یزدان دو جعبه شیرینی خرید و خودش اعلام كرد به خاطر اینكه یعقوب فكر نكند دفتر سرپرستی ندارد.

عزیزمحمدی پرسید اما شاهدان می‌گویند كه او در لحظه پخش شیرینی آنجا نبوده كه سعیده گفت: او كنار من ایستاده بود.

سعیده با تكذیب اینكه یزدان 130 میلیون پرداخته باشد، در پاسخ به این سوال عزیزمحمدی كه آیا شما شب قبل از واقعه به آبدارچی گفته‌ بودید كه كامپیوترها را جمع كن فردا جهنم می‌شود گفت: نه من نگفتم. من صرفا گفتم او تهدید كرده است و كامپیوترها را در كارتن بگذارید.

عزیزمحمدی در ادامه گفت: رفتار شما موید این است كه یعقوب برای خودش حقی قائل بوده است. سعیده گفت: او فقط شیشه میزد و توهم داشت.

عزیزمحمدی پرسید: آیا شما به دنبال راهی برای از بین بردن او نبودید به هر حال باید زمانی به آرامش می رسید؟ سعیده گفت: به خاطر همین آخرین بار كه به زندان افتاد گفتم دیگر رضایت نمی‌دهم كه بیرون بیاید.

شهود در جایگاه حاضر شدند

در ادامه جلسه‌ی رسیدگی به پرونده قتل میدان كاج، قاضی عزیز محمدی از اولین شاهد خواست تا در جایگاه قرار گیرد، و آنچه را می‌داند بیان كند.

به گزارش ایسنا، “فرهاد” به عنوان اولین شاهد در جایگاه قرار گرفت و بعد از ادای سوگند گفت: از 2 سال پیش كه یعقوب، خانم را كتك زد با او آشنا شدیم، یزدان را یكی دوماه بود كه می‌شناختم اما حدود سه سالی برای كیمیا (سعیده) كار كرده بودم و یعقوب را از حدود 2 سال پیش می‌شناختم.

وی ادامه داد: یعقوب ازدوستان خانم كیمیا بود اما دو سالی بود كه دعوا داشتند و كلانتری می‌رفتند. یعقوب برای كیمیا مشكل ساز شده بود و همیشه به او شك داشت، این دعواها كار ما را در دفترمختل كرده بود.

وی ادامه داد: من چند وقت از پیش او رفتم و حدود 8 ماه پیش برگشتم و شنیدم كه یعقوب درزندان است. فرهاد درباره‌ی نحوه ی آشناییش با یزدان گفت: یزدان دنبال مشتری دم مغازه آمده بود و به خانم كیمیا پیشنهاد دوستی داد و او هم قبول كرده بود ما یزدان را به عنوان دوست پسر جدید خانم كیمیا می‌شناختیم. بچه‌ها به من گفتند كه یزدان 130 میلیون تومان به كیمیا داده و با او شریك شده است.

قاضی عزیز محمدی بخشی از اظهارات این شاهد را كه در پرونده منعكس شده بیان كرد و گفت: آیا شما گفته بودید كه وقتی زمزمه آزادی یعقوب پخش شد كیمیا در فكر یافتن حامی برای خود بود و این جوان مظلوم (یزدان) را پیدا كرد؟

فرهاد گفت: هیچ كس فكر نمی‌كرد كار به اینجا كشیده شود، خانم كیمیا حتی از من هم خواسته بود كه به نحوی مواظب ایشان باشم. به هر حال ممكن است احساسات یعقوب هم به نحوی به بازی گرفته شود، و من با توجه به شناختی كه از او داشتم قبول نكردم. دلیل دیگرم هم این بود كه این مساله‌ی دیگران بود چرا باید خودم را وارد قضیه‌ای می‌كردم كه به این ارتباطی نداشت ما فقط رابطه كاری داشتیم.

عزیز محمدی گفت: شما در بازپرسی عنوان كرده‌اید كه چند بار به خانم كیمیا (سعیده) تذكر داده‌اید كه یعقوب آدم خطرناكی است یزدان را به جان اون ننداز، آیا این موضوع صحت دارد؟ این شاهد جواب داد: من 4 روز قبل از این قضیه موقعی كه دنبال كیمیا رفته بودم تا او را به دفتر بیاورم به او گفتم یزدان را جلو ننداز اما او فكر كرد دارم شوخی می‌كنم.

عزیز محمدی پرسید: آیا یزدان به خاطر این خانم از جانش گذشته بود؟

فرهاد گفت: فكر نمی‌كنم، اما بچه‌ها بارها به او گفتند كه یعقوب آدم معمولی نیست آدم خطرناكی است اما هیچ كس فكر نمی‌كرد كه او كشته شود.

عزیز محمدی در ادامه‌ی این جلسه رسیدگی از سعیده درخواست كرد تا صحت اظهارات این شاهد را تایید كند. سعیده درباره‌ی بخشی از صحبت‌های این شاهد گفت: آن روزی كه به دنبال من آمده بودید از من پرسیدید كه آیا با یزدان دوست شدی؟ من گفتم چرا در مورد من این اشتباه را می‌كنی؟ شما درباره‌ی این كه یعقوب خطرناك است مطلبی مطرح نكردید.

در ادامه، جلسه عزیز محمدی شاهد دیگری را با نام آقای “م – ك” را به جایگاه فراخواند كه وی در جلسه حاضر نبود.

علیرضا كه از دوستان صمیمی یزدان بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: یزدان برای یكی از دوستانش به دنبال خانه می‌گشت او به من گفته بود كه كیمیا به او پیشنهاد داده چون سر و زبان داری بیا در دفتر كار كن، حتی دو باری كه با یعقوب قرار دعوا گذاشتند من هم رفته بودم.

وی افزود: یزدان به خاطر این كه در آن دفتر كار كند و درآمد خوبی داشته باشد به دنبال كیمیا بود نه به خاطر داشتن دوست‌دختر.

عزیزمحمدی پرسید: آیا این موضوع صحت دارد كه كیمیا، یزدان را جلو انداخته بود؟

علیرضا گفت: این خانم به یزدان گفته بود یك نفر مزاحم من می‌شود من به یزدان گفتم دخالت نكن، اما او دوست داشت به دیگران كمك كند. اما فكر نمی‌كرد كه او با چاقو بیاید.

عزیزمحمدی یكی از دیگر از شهود را به جایگاه فراخواند و پس از ادای سوگند از او درخواست كرد آنچه را كه درباره‌ی این حادثه می‌داند برای دادگاه بازگو كند. “یوسف” توضیح داد: حدود 2 سال است كه پیش خانم كیمیا كار می‌كنم و با اعتماد به نفسی كه او به من داد در كارم موفق شدم. یعقوب هم یكی از همكارانمان بود.

وی ادامه داد: حدود 7 ماه پیش یعقوب با چاقو آمده بود كه كیمیا را تهدید كند بچه‌ها به پلیس 110 زنگ زدن اما كیمیا اجازه نداد پلیس او را دستگیر كند. یعقوب هم از خوش‌برخوردترین مشاوران دفتر بود.

وی با اشاره به این كه یك بار در دعوای میان یعقوب و كیمیا دخالت كرده گفت: در آن ماجرا وقتی یعقوب وسط خیابان افتاده بود، كیمیا گفت مهدی مرا كشتید. او می‌رود شكایت می‌كند ما هم مجبور شدیم او را به بیمارستان برسانیم. اوهم شكایتی نكرد.

یوسف در ادامه توضیح داد: سعیده دنبال حامی می‌گشت بارها به ماموران كلانتری گفته بود یكی را دم دفتر بگذارید، یزدان به خاطر پول كیمیا سراغ او آمده بود.

این شاهد درباره‌ی شراكت یزدان و كیمیا توضیح داد: یك بار یزدان به داخل دفتر آمد گل و شیرینی دستش بود، كیمیا گفت: از این به بعد شما زیر پرچم آقا یزدان در این دفتر كار می‌كنید. یزدان گفته بود من یك بنز X داشتم كه آن را 10 میلیون زیر قیمت فروختم تا با كیمیا شریك شوم.

یوسف درباره‌ی آخرین دیدارش با یعقوب قبل از حادثه گفت: در سوپر ماركت او را دیدم پول 2 نخ سیگار نداشت من به جای او حساب كردم او گفت من می‌دانم با كیمیا چه كار كنم، همان موقع به كیمیا زنگ زدم اما او تلفنم را جواب نداد.

یوسف با بیان این كه من در سوپر ماركت چاقو را در دست یعقوب ندیدم درباره‌ی رابطه سعیده با یزدان گفت: یزدان به سعیده ابراز علاقه می‌كرد و می‌گفت می خواهم با كیمیا ازدواج كنم. من به او گفتم تو طعمه‌ای.

دفاعیات وكلای متهم ردیف دوم

در ادامه‌ی این جلسه وكیل مدافع متهم ردیف دوم در دفاع از موكلش گفت: اولین مساله تعریف معاونت است كه باید وحدت قصد مجرمانه وجود داشته باشد و هر دو طرف نتیجه را بخواهند كه در این مورد وجود نداشته است.

وی با بیان این كه موكلش بارها تهدید شده است، گفت: یك حلقه سی‌دی از تلفن‌هایی كه یعقوب به موكلم می‌زد و او را تهدید به قتل می‌كرد وجود دارد. موكلم بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

وی افزود: در این حادثه وحدت قصد وجود نداشته، اگر گفته می‌شود كه متهم را تحریك كرده است باید عملی انجام داده باشد و حتی اگر یزدان به عنوان حامی مطرح می‌شود، این به معنای آن نیست كه عملیاتی انجام شده است كه این حادثه رخ داده ، علاقه نمی‌تواند به عنوان تحریك تلقی شود.

وكیل مدافع كیمیا، عنوان كرد: لایحه تكمیلی را در وقت مقتضی به دادگاه ارائه خواهد داد و خواستار تبرئه موكلش از اتهام معاونت در قتل شد. وی در پایان سخنانش خواستار تبدیل قرار تامینی موكلش شد.

احضار دوباره متهم ردیف اول

در ادامه جلسه یعقوب متهم ردیف اول پرونده مجددا در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سوال یكی از قضات كه درباره‌ی نحوه ی دستگیری‌اش پرسید، گفت: من خودم را تسلیم كردم، زمانی كه درگیر شدم وارد مغازه شدم چاقو دستم بود چند مامور دم دفتر ایستاده بودند یكی از ماموران كه تا حدودی او را می‌شناختم وارد شد گفت چاقو را بده من دوبار به كیمیا زنگ زدم اما او جواب نداد و بعد چاقو را به مامور تحویل دادم.

وی در پاسخ به این سوال كه مقتول چه زمانی به بیمارستان منتقل شد، گفت: مقتول را به یاد ندارم من به قصد كشت نرفتم.

یكی از قضات سوال كرد شما چطور این مطالب را به خاطر دارید اما عنوان می‌كنید كه در آن لحظه دچار جنون بودید؟ متهم پاسخ داد: این آخر صحنه بود آن را به یاد دارم. چند مامور با لباس شخصی بودند و مرا بدون دستبند به ماشین بردند حتی سیگار هم كشیدم من فقط گریه می‌كردم.

توضیح قاضی دادگاه

قاضی محمدی درادامه‌ی این جلسه به ارائه‌ی نكاتی درباره‌ی نحوه‌ی دفاع وكلای مدافع پرداخت و گفت: اولین ایرادی كه وكلا گرفتند ایراد شكلی بود كه طبق قوانین اگر وكلا فرصت مناسب برای تدارك دفاع نداشته باشد باید به دادگاه اعلام كنند. اما آنها فرصت كافی داشتند و تقاضای استمهال برای تدارك دفاع نكردند.

وی ادامه داد: دو ایراد وكلا در رابطه با ماهیت دعوا بود. اولین ایراد آن بود كه علت مرگ را به موكل منتسب ندانستند در حالی كه با توجه به گزارش اولیه پرونده در خصوص نحوه‌ی دستگیری و تعدد ضربات چاقو این موضوع نمی‌تواند صحت داشته باشد.

محمدی درباره‌ی ایراد دیگر یكی از وكلا در خصوص قصد متهم در ایراد ضربه گفت: متهم اظهار كرده كه قصد درگیری داشته و متهمه نیز اظهاراتشان را تایید كرده است.

در ادامه صحبتهای قاضی محمدی فروغی، یكی از وكلای مدافع عنوان كرد من تاكید می‌كنم كه در ابتدای سخنانم اشاره كردم وقت كافی برای مطالعه پرونده وجود نداشته و به ماهیت پرونده ورود نداشتم.

قاضی عزیز محمدی با به استناد تبصره 3 ماده 3 قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب در رابطه به اتهام زنای متهمان خطاب به متهم ردیف اول سوال كرد؟ اتهام زنای غیرمحصنه به شما تفهیم می‌شود آیا آن را قبول دارید؟

متهم ردیف اول این اتهام را پذیرفت.

یعقوب در مقام آخرین دفاع از خانواده مقتول عذرخواهی و ابراز پشیمانی كرد.

یعقوب افزود: من قصد كشتن او را نداشتم برای صحبت با او رفته بودم و زمانی كه اسپری را به صورتم زد چیزی متوجه نشدم.

عزیز محمدی گفت: اما پزشكی قانونی وجود ذرات اسپری را در چشم شما تایید نكرده است. این متهم پاسخ داد این حادثه پنج شنبه اتفاق افتاد اما دوشنبه یا سه شنبه مرا به پزشكی قانونی بردند.

احضار دوباره سعیده به جایگاه

در ادامه‌ی جلسه قاضی سعیده را به جایگاه فراخواند و با تفهیم اتهام زنای غیر محصنه از او پرسید كه آیا این اتهام را قبول دارید؟ سعیده گفت خیر.

سعیده درباره‌ی مطالب مطرح شده در خصوص این كه او به دنبال یك حامی برای خود می‌گشته گفت من محمدرضا را یك روز بیرون بردم با هم صحبت كردیم و یكی از مشاوران خانم هم همراهمان بود من به او گفتم با تو ازدواج نمی‌كنم از این دفتر برو.

من هیچ وقت به دنبال حامی یا طعمه نبودم و هیچ وقت این كار را نخواهم كرد. حتی به او گفتم به یعقوب نگو كه از من خواستگاری كردی چون او خطرناك است.

عزیزمحمدی پرسید با توجه به این كه دو سال و نیم در سختی و مشقت بودید باید به فكر چاره‌ای می‌افتادید و جستجوی یك حامی در این شرایط طبیعی به نظر می‌رسد. سعیده گفت: من با مادرش صحبت كرده بودم او گفت می‌خواهد برای یعقوب زن بگیرد خودش هم گفته بود كه شش ماه در زندان بوده‌ام و سرم به سنگ خورده است.

در این هنگام قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه ‌ را  اعلام كرد.
مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

مشروح جلسه دادگاه حادثه سعادت‌آباد+عکس

منبع:خبرنامه دانشجویان ایران
تصاویر :ایرنا

منتشر شده در بیا تو مالزی

همچنین ببینید

رییس‌جمهور: ایران برای گسترش روابط با مالزی آماده است

بیا تو مالزی - رئیس جمهور در دیدار “ماهاتیر محمد” نخست وزیر مالزی تاکید کرد …

3 دیدگاه

  1. پس کیمیا خانم معروف که اینهمه کشت و مرد و تلفات دادن ایشون هستن؟خوبه که بر و رویی هم نداره وگرنه چه ها که نمیکرد

  2. فقط می تونم بگم متاسفم برای اون پدر و مادر پیرش که صحنه جون دادن بچه اشون تا ابد جلوی چشمشونه و مثل یه کابوس راحتشون نمیزاره.

  3. هیچ کدوم کشته مرده سعیده خانوم نبودن فقط برای پول بوده
    ضمن اینکه سرکا رخانم هم با پا پس می زده با دست پیش می کشیده .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب